دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٤٣٣٨
| الباره جلد: ١١ شماره مقاله:٤٣٣٨ |
اَلْباره، سرزمينى از ناحية حمص در سوريه. ساكنان اين ناحيه از قبيلة بهراء
يمن بودهاند كه پس از فتح اين سرزمين به دست ابوعبيدة بن جراح در ١٦ق،
بدانجا كوچيدند (ابن خردادبه، ٧٣؛ يعقوبى، ٣٢٤).
الباره پيش از اسلام شهري بزرگ و مركز داد و ستد روغن زيتون بوده است
I/١٠٢٤) , ٢ .(EIدر اين سرزمين دژي بوده كه به آن زاوية الباره مىگفتند
(عبدالمؤمن، ١/١٥٢). آثار باستانى بسياري شامل مجسمهها و معابد، از دورة
حكومت روميان در اين ناحيه برجاي مانده كه از جملة آنها تالار وسيعى است
به طول ١٥ و عرض ٧ متر كه تمامى آن در درون صخرهاي با سقفى يكپارچه
است. سطح اين سقف به روغنى مخصوص آغشته شده كه تاكنون نيز تغيير رنگ
نداده است. بر روي يكى از ديوارهاي اين تالار شكل صليب، و بر روي يكى از
درهاي آن نوشتهاي به زبان رومى به چشم مىخورد (غزي، ١/٥٢٣).
در تقسيمات جغرافيايى روستاي الباره از توابع جنوبى بخش احسم از شهرستان
اريحا در استان ادلب در سوريه، و فاصلة آن تا مركز بخش ٤ كم است. جمعيت آن
برابر سرشماري ١٩٩٢م/١٣٧١ش، ٠٧٥ ،٤نفر بوده است ( المعجم...، ٢/٢١٣).
خانههاي بافت قديم اين روستا از سنگ و گل است، اما ساختمانهاي جديد از
سنگ و سيمان ساخته مىشود. مردم روستا بيشتر كشاورز و دامپرورند كه بجز كشت
غلات، به پرورش درختان ميوه همچون انگور، انجير و هلو نيز مىپردازند
(همانجا).
الباره در جنگهاي صليبى ميان مسلمانان و مسيحيان چندين بار دست به دست شد
( ، EIهمانجا). در ٤٩٠ق/١٠٩٧م دقاق، امير دمشق به اتفاق اتابك خود، طغتكين
در نزديكى الباره بر لشكري بزرگ از صليبيان تاختند و آنان را غافلگير كردند
(ابن عديم، ٢/١٣١؛ ابنتغري بردي، ٥/١٤٦؛ رانسيمان، ١/٢٩٠-٢٩١). يك سال بعد
ريموند به سرزمينهاي مسلمانان حمله كرد و به الباره تاخت. مردم شهر امان
خواستند، ولى ريموند همة آنان را كشت و يا برده كرد و مسيحيان را در آنجا
سكنى داد. وي مساجد را به كليسا بدل كرد و يك تن از كشيشان لشكر خود را به
مقام اسقفى آن شهر منصوب نمود (همو، ١/٣٣٩). اسقف الباره بسياري از
هماهنگيهاي سپاه ريموند را صورت مىداد، از جمله: نحوة حركت آن، چگونگى
برخورد با مسلمانان و يا رساندن پيامهاي او به ديگر فرماندهان و حكمرانان
شهرهاي تصرف شده (همو، ١/٣٥٥).
زمانى كه امير بلك بن ارتق به حكومت حلب رسيد (٥١٧ق/ ١١٢٣م)، الباره را
نيز تصرف كرد و اسقف شهر را به اسارت گرفت. در همان سال سران سپاه صليبى
كه در اسارت امير بلك در قلعة خَرْتَبِرْت بودند، با نيرنگ گريختند و همزمان
اسقف الباره نيز توانست بگريزد (ابن قلانسى، ٢٠٩-٢١٠). پس از تسلط دوبارة
مسيحيان بر اين شهر، نورالدين محمود بن زنگى در ٥٤٦ق/١١٥١م قلعة الباره را
همراه با قلعههاي ديگري، از آنان بازپس گرفت (ابن اثير، ١١/١٥٤- ١٥٥؛
ابنوردي، ٧٩؛ سامى، ٢/١١٩٣).
الباره همچنين نام سرزمينى كوهستانى از جزيرةالخضراء در اندلس است كه
كوههاي مرتفع و باغهاي ميوة بسيار دارد (ياقوت، بلدان، ١/٤٦٠)؛ نيز نام
قلعهاي است كه ويرانههاي آن بر روي قلة كوهى ميان ماردين و آمد قرار
گرفته است (همو، المشترك...، ٣٥).
مآخذ: ابن اثير، الكامل؛ ابن تغري بردي، النجوم؛ ابن خردادبه، عبيدالله،
المسالك و الممالك، به كوشش محمد مخزوم، بيروت، ١٤٠٨ق/١٩٨٨م؛ ابن عديم،
عمر، زيدةالحلب من تاريخ حلب، به كوشش سامى دهان، دمشق، ١٤٥٧ق؛ ابن
قلانسى، حمزه، ذيل تاريخ دمشق، بيروت، ١٩٠٨م؛ ابن وردي، عمر، تتمةالمختصر
فى اخبار البشر، به كوشش احمد رفعت بدراوي، بيروت، ١٣٨٩ق/١٩٧٠م؛ رانسيمان،
استيون، تاريخ جنگهاي صليبى، ترجمة منوچهر كاشف، تهران، ١٣٦٠ش؛ سامى،
شمسالدين، قاموس الاعلام، استانبول، ١٣٠٦ق؛ عبدالمؤمن بن عبدالحق، مراصد
الاطلاع، بهكوشش علىمحمد بجاوي، بيروت، ١٣٧٣ق/١٩٥٤م؛ غزي، كامل،
نهرالذهب فى تاريخ حلب، حلب، ١٣٤٣- ١٣٤٥ق؛ المعجم الجغرافى، به كوشش عماد
مصطفى طلاس، دمشق، ١٤١٣ق/١٩٩٢م؛ ياقوت، بلدان؛ همو، المشترك، ١٤٠٦ق/
١٩٨٦م؛ يعقوبى، احمد، البلدان، ليدن، ١٨٩٢م؛ نيز:
٢ .
محمدكاظم ميرسجادي