دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٤٣٣١
| بارعبندباس جلد: ١١ شماره مقاله:٤٣٣١ |
بارِعِ بْنِ دَبّاس، يا بارع دباس، ابوعبدالله حسين بن محمد (صفر
٤٤٣-٥٢٤/ژوئن ١٠٥١-١١٣٠)، نحوي، شاعر و مقري. كلمة دباس (شيرهفروش و
دوشابگير) همراه نام وي، اندكى غريب مىنمايد و معلوم نيست اين پيشه بر
چه كسى اطلاق مىشده است؛ چنانكه برخى آن را همچون «بغدادي» و «بدري»
لقب دوم وي دانستهاند (عمادالدين، ٣(١)/٦١؛ ياقوت، ١٠/١٤٧- ١٤٨؛ ابن اثير،
١٠/٦٦٧؛ قفطى، ١/٣٢٨؛ ابن عديم، ٦/٢٧٥٩). وي در بدريه يكى از محلههاي شرقى
بغداد ساكن بود، به همين سبب، چنانكه گفته شد، او را بدري و بغدادي نيز
ناميدهاند (نك: سمعانى، ٢/١١٢؛ قفطى، همانجا؛ ابن خلكان، ٢/١٨١).
بارع از خانوادهاي صاحب نام بود و در سلسله نسب وي نام كسانى چون قاسم
بن عبيدالله (٢٥٨-٢٩١ق)، عبيدالله بن سليمان (٢٢٦- ٢٨٨ق) و سليمان بن وهب
(د ٢٧٢ق) به چشم مىخورد كه هر كدام از بزرگان شعر و ادب و از دولتمردان
عباسى بودهاند (ياقوت، ١/١٤٨-١٤٩؛ ابن عديم، ابن خلكان، همانجاها). بجز
اينها از ابن فاخر (ه م)، برادر وي نيز كه نحوي و شاعر بزرگى بود، مىتوان
ياد كرد (ابن جوزي، المنتظم، ١٧/٢٥٩؛ ابن اثير، همانجا).
وي نخست قرآن را به چند قرائت نزد كسانى چون ابوبكر ابن خياط و ابوعلى
ابن بنا خواند (ابن جوزي، همانجا؛ ياقوت، ١٠/١٤٨؛ سبط ابن جوزي، ٨(١)/١٣٤) و
از دانشمندانى چون ابن مبارك حربى، قاضى ابويعلى ابن فراء و ابن مسلمه
ابوجعفر محمد بن احمد حديث روايت كرد (ابن جوزي، ياقوت، همانجاها؛ سبط ابن
جوزي، ٨(١)/١٣٥؛ ابن عديم، ٦/٢٧٥٩-٢٧٦٠).
بارع پيوسته در بغداد مىزيست، اما سفرهايى نيز به حجاز و شيزر كرد (همو،
٦/٢٧٦٢- ٢٧٦٥؛ نيز نك: ذهبى، سير...، ١٩/٥٣٤). او ابن طراد زينبى وزير
المسترشدبالله و المقتفى بالله را مدح كرده است (عمادالدين، ٣(١)/٦٦ -٧٦).
صدقة بن دبيس اسدي نيز از ممدوحان او بوده است (همو، ٣(١)/٦٢ -٦٦، ٧٨-٨١).
بارع با ابن هباريه (ه م)، شاعر هجوسراي عرب نيز مداعبات و ملاعبات شعري
داشته كه گاه سراسر سخف و مجون است و همين امر باعث شده است كه برخى،
از نقل ابياتى كه بر آن هرزهگوييها شامل است، خودداري كنند (ياقوت،
١٠/١٥٠؛ ابن خلكان، ٢/١٨١-١٨٣؛ صفدي، ١٣/٣٣). اما وي در پايان عمر از اين
مداعبات دست كشيد و در مسجدي واقع در باب المراتب بغداد معتكف شد و قاريان
و محدثان بسياري نزد وي گرد آمدند (ذهبى، همان، ١٩/٥٣٤ - ٥٣٥) و افرادي چون
ابن عساكر و ابوالفرج ابن جوزي و ابوبكر واسطى از وي حديث شنيدند (ابن
جوزي، همانجا؛ ياقوت، ١٠/١٤٨-١٤٩؛ ابن عديم، ٦/٢٧٦٠؛ ذهبى، همانجا). با
اينهمه، او را اهل تسامح و «ضعيف» دانستهاند (ابن جوزي، همان، ١٧/٢٦١؛ ابن
عديم، ٦/٢٧٦٨). كسانى مانند ابوجعفر واسطى ضرير، على بن عساكر بطائحى و
ابوالعلاء همدانى نزد وي قرائات گوناگون را آموختهاند (ياقوت، ١٠/١٤٩؛ ذهبى،
معرفة...، ١/٣٨٧).
وي در پايان عمر نابينا شد و در بغداد درگذشت و در گورستان بابالحرب دفن شد
(ابن جوزي، همانجا؛ عمادالدين، ٣(١)/٦٢؛ ياقوت، همانجا؛ قفطى، ١/٣٢٩؛ سبط ابن
جوزي، همانجا).
به گفتة ابن جزري، ابومحمد مقري، معروف به سبط خياط كتابى در علم قرائت با
عنوان الشمس المنيرة فى التسعة الشهيرة در خلافيات قرائت بارع تأليف كرد
(١/٢٥١؛ نيز نك: ابن جوزي، همان، ١٧/٢٥٩، مشيخة، ٧٥؛ ذهبى، سير، ١٩/٥٣٥)، اما
ذهبى ( معرفة، ١/٣٨٦) و صفدي (١٣/٣٦) به اشتباه بارع را نه صاحب روايات آن
كتاب، بلكه مؤلف آن دانستهاند و همين خلط، به منابع متأخرتر نيز وارد شده
است (نك: حاجىخليفه، ٢/١٠٦٢؛ دانشنامه...، ١/٢٤٥).
از ديوان منسوب به او كه گويا تا قرن ١١ق وجود داشته، اينك اثري برجاي
نمانده است؛ اما حدود ٣٧٥ بيت از اشعار او را مىتوان در منابع يافت كه همه
به صورت كامل نقل نشدهاند، زيرا غالب نويسندگان (به خصوص ابن خلكان)
ترجيح دادهاند كه بخشهايى از اشعار او را به سبب گرايش تند وي به شعر
سخف، حذف كنند. با اينهمه، نمونههاي چندي از غزلهاي او در دست است (مثلاً
نك: عمادالدين، ٣(١)/٦٣ - ٦٦، ٨١؛ ياقوت، ١٠/١٤٩-١٥٤) كه از ظرافت و لطافت
تهى نيست، جز اينكه مضامين نو در آنها يافت نمىشود.
از مدايح او ٤ قصيدة نسبتاً كامل در دست است (نك: عمادالدين، ٣(١)/٦٢ -٨١).
اين قصايد به سبك قصايد كهن پرداخته شده است و با نسيب آغاز مىگردد؛ در
آن، گاه به پيري و جدايى از دلبران اشاره مىرود و آنگاه شعر با وصفهاي
اغراقآميز در مدايح امير به پايان مىرسد. در لابهلاي اين اشعار، گاه
قطعههاي وصفى نسبتاً نو هم كه معمولاً از دو سه بيت در نمىگذرد، نيز يافت
مىشود (نك: ياقوت، ١٠/١٥٠).
مآخذ: ابن اثير، الكامل؛ ابن جزري، محمد، غاية النهاية، به كوشش برگشترسر،
قاهره، ١٣٥١ق/١٩٣٢م؛ ابن جوزي، عبدالرحمان، مشيخة، به كوشش محمد محفوظ،
بيروت، ١٤٠٠ق/١٩٨٠م؛ همو، المنتظم، به كوشش محمد عبدالقادر عطا و مصطفى
عبدالقادر عطا، بيروت، ١٤١٢ق/١٩٩٢م؛ ابن خلكان، وفيات؛ ابن عديم، عمر، بغية
الطلب، به كوشش سهيل زكار، دمشق، ١٤٠٩ق/١٩٨٨م؛ حاجى خليفه، كشف؛ دانشنامة
جهان اسلام، تهران، ١٣٧١ش؛ ذهبى، محمد، سير اعلام النبلاء، به كوشش شعيب
ارنؤوط، بيروت، ١٤٠٥ق/١٩٨٤م؛ همو، معرفة القراء الكبار، به كوشش محمدسيد جاد
الحق، قاهره، ١٣٨٧ق/١٩٦٧م؛ سبط ابن جوزي، يوسف، مرآة الزمان، حيدرآباد
دكن، ١٣٧٠ق/١٩٥١م؛ سمعانى، عبدالكريم، الانساب، حيدرآباد دكن،
١٣٨٣ق/١٩٦٣م؛ صفدي، خليل، الوافى بالوفيات، به كوشش محمد حجيري، بيروت،
١٤٠٤ق/١٩٨٤م؛ عمادالدين كاتب، خريدة القصر، به كوشش محمد بهجت اثري، بغداد،
١٣٩٦ق/١٩٧٦م؛ قفطى، على، انباه الرواة، به كوشش محمدابوالفضل ابراهيم،
قاهره، ١٣٦٩ق/١٩٥٠م؛ ياقوت، ادبا . رضوان مساح