دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٤٣٢٨
| بارتولد جلد: ١١ شماره مقاله:٤٣٢٨ |
بارْتولْد، واسيلىولاديميرُويچ(١٢٨٦-١٣٤٩ق/١٨٦٩-١٩٣٠م)، دانشمند خاورشناس و
نويسندة مقالات و كتابهاي متعدد در تاريخ و فرهنگ خاورميانه به ويژه آسياي
مركزي. وي در سن پترزبورگ زاده شد. پدر و مادرش از تبار آلمانيهاي مهاجر
بودند و گويا به اين سبب واسيلى به ويلهلم نيز موسوم شد و بعدها اين نام
را درآثاري كه به زبانهاي اروپاي غربى مىنوشت، به كار مىبرد ( ايرانيكا،
.(III/٨٣٠
رفاه خانوادگى به بارتولد امكان داد تا تحصيلاتش را به راحتى دنبال كند.
وي خوب درس خواند و معلومات گستردهاي در علوم انسانى كسب كرد و با
زبانهاي لاتين و يونانى آشنا گرديد (پتروشفسكى، ١/٢). در ١٨٨٧م در بخش
زبانهاي شرقى دانشگاه سن پترزبورگ دانش آموخت و خود چندي در همانجا به
تحقيق و تدريس پرداخت III/٣٩) .(GSE, آنگاه به سبب علاقهمندي به تاريخ
مشرق زمين سخت به تحصيل در آن زمينه همت گماشت، اما از آنجا كه توفيق در
اين رشته مستلزم تسلط به زبانهاي خارجى بود، بارتولد به توصية استادش
ويكتورفون روزنِ (د ١٩٠٨م)، متخصص سرشناس زبان عربى در دانشگاه سن
پترزبورگ، به آلمان رفت و در آنجا در كلاسهاي درس آوگوست مولر در دانشگاه
هاله و تئودورنولدكه در دانشگاه استراسبورگ شركت كرد. سفر آلمان اين فرصت
را فراهم ساخت تا بارتولد بتواند به حلقة درس و بحث بزرگترين پژوهشگران
اروپايى راه يابد و از آنان بهرهمند گردد. در ١٨٩٢م بارتولد به زادگاه خويش
بازگشت و سال بعد به دريافت درجة فوقليسانس نايل آمد (عنايتالله، و در
١٩٠٠م درجة دكتري در تاريخ شرق را دريافت كرد ( ايرانيكا، همانجا). در ١٩٠١م
به عنوان «استاد فوقالعاده»، و در ١٩٠٦م به استادي دانشگاه برگزيده شد و
تا پايان عمر در اين مقام باقى ماند (همانجا). بارتولد با استادان برجستهاي
از قبيل پ. م. مليورانسكى و و.و. رادلُف كه هر دو تركشناس بودند، آشنايى
يافت و پس از چندي خواهر ايرانشناس معروف، و. ا. ژُكوفسكى (د ١٩١٨م) را به
همسري گرفت (پتروشفسكى، ١/٣؛ مينورسكى، و در ١٩١٢م به عضويت فرهنگستان
روسيه برگزيده شد.
بارتولد با اينكه از پدر و مادري آلمانى بود، اين زبان را زبان مادري خود
نمىشمرد و به گفتة خودش، نخستين مقالاتى را كه به آلمانى مىنوشت، براي
اصلاح به نظر دوستانش مىرساند (همو، .(I/٧ او در دانشگاههاي مسكو، تاشكند،
باكو، استانبول و لندن به تدريس پرداخت و بارها براي شركت در مجامع علمى
يا تأسيس رشتههاي شرقشناسى در پارهاي از دانشگاهها، ديدار از كتابخانهها،
پژوهشهاي علمى و نيز ايراد سخنرانى به شهرهاي روسيه و آسياي مركزي، قفقاز،
تركيه، مصر و بعضى از كشورهاي غربى مانند ايتاليا و اتريش سفر كرد و تقريباً
هر سال يك بار به تركستان مىرفت (پتروشفسكى، همانجا؛ مينورسكى، .(I/٩
بارتولد علاوه بر تدريس و تحقيق، سمتهاي متعددي نيز برعهده داشت كه از
مهمترين آنها، دبيري (١٩٠٥-١٩١٣م) و رياست (١٩١٨- ١٩٢٢م) «شعبة شرقى انجمن
باستانشناسى روسيه»، دبيري «كميتة روسى براي مطالعة آسياي مركزي و شرقى»
(١٩٠٣-١٩٢١م)، رياست «هيأت شرقشناسان وابسته به موزة آسيايى» (١٩٢١-
١٩٣٠م)، سردبيري ارگان انتشاراتى دو مركز نخستين از ٣ مركز مذكور، و نيز
سردبيري ٣ فصلنامة كم دوام دنياي اسلام (١٩١٢م)، دنياي مسلمان (١٩١٧م) و
ايران (١٩٢٧-١٩٢٩م) را بايد نام برد ( ايرانيكا، همانجا؛ III/٤٠ .(GSE, مرگ
همسرش ماريا آلكسيونا در ١٩٢٨م - كه يار و ياور صميمى وي بود - ضربة سختى به
او وارد آورد و بارتولد دو سال پس از او درگذشت. وي مردي بسيار جدي و
سختكوش، و در مسائل علمى كم گذشت و سختگير بود (مينورسكى، ؛ I/٨
پتروشفسكى، ١/٨ - ٩).
حوزة مطالعات و تحقيقات بارتولد بسيار وسيع، و آثارش بسيار متنوع و متعدد
است: تاريخ، باستانشناسى، سكهشناسى، جغرافياي تاريخى، فرهنگ و زبان،
اديان و غيره موضوعهايى بودند كه وي بدانها پرداخت، اما محور اصلى علايق
وي تاريخ بود. بارتولد ٦٧٠ مقاله و كتاب از خود برجاي نهاد كه از اين مقدار،
٢٤٧ مقاله تنها در «دائرة المعارف اسلام١» منتشر شده است. ١٤ اثرِ او پس از
مرگش به چاپ رسيد و بخشى از تأليفاتش هنوز به صورت دستنويس باقى است (
ايرانيكا، همانجا). هرجا سخن از تركشناسى و تتبعات تاريخى و مردمشناسى
آسياي مركزي مىرود، حضور بارتولد به مراتب بيش از همه احساس مىشود. گرچه
پيش از او كسانى ديگر هم بدينموضوع پرداخته بودند (پتروشفسكى، ١/١٢)، اما
اين بارتولد بود كه تحقيقات مربوط به آسياي مركزي را بر مبنايى علمى استوار
كرد. با اينهمه، به لحاظ پيوستگى تاريخ اقوام و فرهنگهاي آسياي مركزي با
سرزمينهاي مجاور، بارتولد بخش قابل ملاحظهاي از پژوهشهاي خويش را به عناصر
فرهنگى مختلفى اختصاص داد كه به عقيدة او، تاريخ آسياي مركزي را شكل
بخشيده بود. در اين ميان، ايران با سابقة فرهنگى و نفوذ سياسى - اجتماعى كه
قرنها در آسياي مركزي داشته، براي بارتولد از اهميت ويژهاي برخوردار بود و
تحقيقات متعددي در زمينههاي تاريخى، فرهنگى و دينىِ قبل و بعد از اسلامِ
ايران انجام داد.
حوزة تتبعات بارتولد را مىتوان به ٣ بخش تركشناسى، ايرانشناسى و
اسلامشناسى تقسيم كرد. كانونِ علاقة بارتولد در آغاز، تاريخ آسياي مركزي در
آستانة حملة مغول بود، اما وي بعدها حوزة پژوهشهاي خود را گسترش داد. از سويى،
چون بسياري از مسائل اساسى تاريخ اين سرزمين در آغاز قرون وسطى
موردمطالعه قرار نگرفته بود، وي به بررسى سير تاريخى اين منطقة پهناور از
زمان فتح اعراب به بعد همت گمارد و پژوهشهاي خود را در تاريخ مغول با
بررسى عصر سلاطين تيموري تا حدود سال ٩٠٠ق تكميل كرد ( ايرانيكا، .(III/٨٣١
از سوي ديگر، بخشى از تحقيقات خود را به دوران قبل از اسلام آسياي مركزي و
ايران، و سپس دورة بعد از تيموريان تا عهد خانات، و بلافاصله پيش از سلطة
روسها بر اين منطقه تخصيص داد (همانجا).
پژوهشهاي اين خاورشناس برجسته دربارة سير تاريخى آسياي مركزي، قبايل،
اقوام و نظامات و نهادهاي اجتماعى آن پس از گذشت حدود ٧٠ سال هنوز از
بسياري جهات بىنظير است. او پيوسته به مسائل مربوط به تاريخ اجتماعى -
اقتصادي و وضع تودههاي مردمِ موردمطالعة خود توجه خاص داشت. نتيجهگيريهاي
تاريخى او كه حاصل سالها تتبع و تفكر است، براي اهل تحقيق بسيار پراهميت
است. البته پارهاي از برداشتها و نتيجهگيريهاي بارتولد را دربارة فتوحات
مغول بعضى از محققان روسى يكسويه دانسته، و بر آن خرده گرفتهاند III/٣٩)
.(GSE, اين خردهگيريها را مىتوان به تغيير جهانبينى و تحول فكري
پژوهشگران روسى پس از انقلاب ١٩١٧م نسبت داد كه دانشمندانى چون بارتولد را
فاقدِ بينش تاريخىِ ماركسيستى - لنينيستى مىدانستند ( ايرانشناسى...، ٣٠٨).
از آنجا كه بارتولد ٣ زبان اصلى جهان اسلام، عربى، فارسى و تركى را نيك
مىدانست، و به منابع بىشماري در موضوعهاي تحقيقاتى خود دسترسى مستقيم
داشت، اطلاعات مندرج در آثارش عمدتاً دست اول است. او كه بر گنجينههاي
گرانقدري از مآخذ در كتابخانههاي آسياي مركزي و خاورميانه دست يافته بود،
در شناساندن هرچه بيشتر آنها به اهل تحقيق تلاش فراوان كرد. از ديگر خدمات
بارتولد به حوزة خاور شناسى، بررسى و معرفى پژوهشهايى بود كه در زمينة
شرقشناسى تا زمان او، در اروپا و روسيه، صورت پذيرفته بود (نك: آثار در همين
مقاله).
آثار: مجموعة تأليفات و كارهاي علمى بارتولد در خلال سالهاي ١٩٦٠ و ١٩٧٠م با
نظارت آكادمى علوم شوروي در ٩ مجلد انتشار يافته است ( ايرانشناسى، ٣٠٩).
بعضى از مهمترين آثار او اينهاست:
١. تركستان در عهد هجوم مغول، كه شامل دو بخش است. بخش اول (١٨٩٨م)
گزيدههايى از متون تاريخى - جغرافيايى فارسى و عربى است كه در زمان
بارتولد تنها به صورت نسخههاي خطى وجود داشته است. بارتولد با عرضة اين اثر
به دريافت درجة دانشگاهى «ماژيستر» توفيق يافت (كشاورز، ٦٢٣). بخش دوم شامل
تحقيقات او دربارة تركستان است (١٩٠٠م). همين بخش بود كه بارتولد به عنوان
رسالة علمى براي اخذ درجة استادي تاريخ شرق به دانشگاه سن پترزبورگ تقديم
داشت (براي معرفى تحليلى اين اثر، نك: پتروشفسكى، ١/١٠-٢٦؛ اذكايى،
١٢٠-١٣٠). بخش دوم را كريم كشاورز با عنوان تركستاننامه به فارسى ترجمه
كرده، و در ١٣٥٢ش به چاپ رسانده است.
٢. انديشههاي مذهبى و حكومت اشرافى در كشورهاي اسلامى (١٩٠٣م)، شامل
بررسى اجمالى تاريخ تكامل دولت و مناسبات حكومت دنيوي با دين در خاور
اسلامى است ( كتابشناسى...، ٨٧؛ ايزدي، ٣). اصولاً يكى از موضوعات موردتوجه
بارتولد نقش دين در حكومتهاست. او از اين ديدگاه، نظرية ابن خلدون را درمورد
حكومت الهى و سلطة دينى در دول اسلامى موردتحقيق قرار داده است (عقيقى،
٣/٧٩).
٣. خليفه و سلطان (١٩١٢م)، يكى از پژوهشهاي درخشان بارتولد است كه شامل
سير تحول فرمانروايى در سرزمينهاي اسلامى پس از رحلت پيامبر اكرم(ص) تا
روزگار خلفاي عثمانى است. اين كتاب را سيروس ايزدي همراه با مقالة
«برمكيانِ» بارتولد (از «دائرة المعارف اسلام») به فارسى ترجمه، و در ١٣٥٨ش
منتشر كرده است.
٤. پژوهشهاي جغرافيايى - تاريخى دربارة ايران (١٩٠٤م). اين اثر با عنوان
جغرافياي تاريخى ايران توسط حمزة سردادور به فارسى ترجمه شده، و در ١٣٥١ش
به چاپ رسيده است.
٥. الغبيك و زمان او (١٩١٨م)، كه شامل بررسى شخصيت و فرمانروايى الغبيك
نوادة تيمور، و گزارش رويدادهاي دورهاي از تاريخ تيموريان (٨٠٢
-٨٥٤ق/١٤٠٠-١٤٥٠م) در آسياي مركزي است (مينورسكى، .(١٣-١٤ اين اثر توسط
حسين احمديپور به فارسى ترجمه شده، و به چاپ رسيده است.
٦. زندگانى سياسى ميرعليشير نوايى، رسالهاي است در شرح احوال وزير دانشمند
سلطان حسين بايقرا (حك ٨٧٣ -٩١١ق) كه بارتولد آن را در ١٩٢٨م به مناسبت
پانصدمين سال تولد عليشير نوايى نوشت. اين رساله را ميرحسين شاه به فارسى
ترجمه، و با عنوانهاي «اميرعليشيرنوايى، هرات و اهميت آن» و
«اميرعليشيرنوايى و سلطان حسين» در شمارههاي ٢٤ و ٢٥ مجلة آريانا به چاپ
رساند (نك: كتابشناسى، ٩٣). ظاهراً همين ترجمه در ١٣٤٦ش با عنوان زندگانى
سياسى ميرعليشيرنوايى توسط انجمن تاريخ افغانستان در كابل منتشر شد. اين
رساله و الغ بيك و زمان او را مينورسكى و همسرش همراه با دو اثر ديگرِ
بارتولد به نام تاريخ مختصر تركستان و تاريخ سميرشيه (مينورسكى، به
انگليسى ترجمه كردند و در ١٩٤٢م با عنوان چهار تحقيق در تاريخ آسياي مركزي،
در ليدن به چاپ رساندند.
٧. فرهنگ اسلام (١٩١٨م)، كتابى مختصر، ولى سودمند در تاريخ و فرهنگ اسلامى
براي خوانندگان غيرمتخصص (عنايتالله، .(٨٣
٨. جايگاه سرزمينهاي اطراف درياي خزر در تاريخ جهان اسلام (١٩٢٥م).
٩. تاريخ اقوام ترك - مغول (١٩٢٦م) ( كتابشناسى، ٩٢-٩٣).
١٠. تاريخ پژوهش شرق در اروپا و روسيه (١٩١١م)، كه بلافاصله به آلمانى
ترجمه شد. بارتولد در ١٩٢٥م چاپ تجديدنظر شدهاي از اين كتاب را منتشر كرد
كه در ١٩٤٧م به فرانسه ترجمه گرديد (عنايتالله، .(٨٦ اين كتاب با عنوان
خاورشناسى در روسيه و اروپا به قلم حمزة سردادور به فارسى ترجمه، و در
١٣٥١ش انتشار يافته است.
١١. اطلاعات جديد مسلمانان دربارة روسها (١٨٩٦م).
١٢. اطلاعات اعراب دربارة مردم روس (١٩١٨م)، كه در ١٩٤٠م به چاپ رسيد
III/٣٩) .(GSE,
افزون بر اينها شماري از آثار تاريخى فارسى به همت بارتولد به اهل تحقيق
شناسانده شد كه از آن جمله است: تاريخ جعفري (يا تاريخ كبير ) تأليف جعفر
بن محمد حسينى؛ بحر الاسرار از محمود بن ولى؛ تحفة التواريخ خانى، نوشتة عوض
محمد؛ ظفرنامة خدايارخان از عبدالغفور؛ و چند اثر تاريخى ديگر ( ايرانيكا،
.(III/٨٣٢ همچنين بارتولد متن حدود العالم (تأليف: ٣٧٢ق) را با مقدمهاي به
صورت تصويري به چاپ رساند. اين متن را مينورسكى به انضمام تعليقاتى به
انگليسى در ١٩٣٧م منتشر كرد. مقدمة بارتولد و حواشى مينورسكى را ميرحسين شاه
در ١٣٤٢ش به فارسى ترجمه كرده، و همراه متن حدود العالم در كابل انتشار
داده است.
مآخذ: اذكايى، پرويز، «تركستاننامه»، راهنماي كتاب، ١٣٥٥ش، س ١٩؛
ايرانشناسى در اروپا و ژاپن، به كوشش رودي متّى و نيكى كدّي، ترجمة مرتضى
اسعدي، تهران، ١٣٧١ش؛ ايزدي، سيروس، مقدمه بر خليفه و سلطانِ بارتولد،
تهران، ١٣٥٨ش؛ پتروشفسكى، ا. مقدمه بر تركستاننامة بارتولد، ترجمة كريم
كشاورز، تهران، ١٣٥٢ش؛ عقيقى، نجيب، المستشرقون، قاهره، ١٩٦٤م؛ كتابشناسى
خاورشناسان، روسيه و جمهوريهاي اتحاد شوروي سابق، تهران، ١٣٧٢ش؛ كشاورز،
كريم، «چاپ جديد تأليفات و آثار بارتولد»، راهنماي كتاب، تهران، ١٣٤٥ش، س
٩، شم ٦؛ نيز:
GSE; Inayatullah, X W.W. Barthold: His Life and Works n , Journal of the
Pakistan Historical Society, Karachi, ١٩٦١, vol. IX(٢); Iranica; Minorsky, V.
and T. Minorsky, introd. and tr. Four Studies on the History of Central Asia of
W.W. Barthold, Leiden, ١٩٦٢.
مجدالدين كيوانى