دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٤٣٢٢
| بارابه جلد: ١١ شماره مقاله:٤٣٢٢ |
بارابه، نام قوم و نيز دشتى در ناحية نووُ سيبيرسك در جمهوري فدرال روسيه
بين ٥٢ و ٥٧ عرض شمالى كه بلنديهاي سواحل رودهاي ايرتيش و اُب آن را از
مشرق و مغرب دربرمىگيرد ( , ٢ EI؛ I/١٠٢٨ بروكهاوس، ؛ III/٢٦ بارتولد، .(٣٦٦
مساحت اين دشت ٠٠٠ ،١١٧كم٢، و شامل تپه ماهورهاي بسياري به ارتفاع ١٠٠-١٥٠
متر است («دائرةالمعارف جغرافيايى...١»، .(I/١٩٢ با آنكه دشت باتلاقى است،
اما داراي زمينهاي حاصلخيز بسياري است و دامپروري در آنجا رواج دارد ( ،
EIهمانجا). دشت بارابه داراي درياچههاي فراوانى است كه اغلب آنها شورند.
بزرگترين آنها درياچة چانى است كه سرريز ندارد و تخليه نمىشود و آبش در
قسمت شرقى شيرين است (همانجا؛ بروكهاوس، .(III/٢٧ آب و هواي دشت بارابه
بري و سرد است. حداقل دماي آن در زمستان ٢٠- و حداكثر آن در تابستان ١٨
سانتىگراد است. اين دشت يكى از مهمترين مراكز دامپروري و كشت غلات و
ذرت و كتان است («دائرةالمعارف جغرافيايى»، همانجا).
جمعيت دشت بارابه در ١٩٤٩م/١٣٢٨ش بالغ بر ٥٠٠ هزار نفر و تراكم آن ٦ تا ٩
نفر در كم٢ در بخشهاي مركزي و جنوبى، و ١ تا ٨/١ نفر در كم٢ در شمال بوده است
( ، EIهمانجا). بيشتر اين جمعيت را روسها و اوكرائينيها تشكيل مىدادند. اقليتى
از اقوام تاتار كه روسها آنها را بارابينتسى مىناميدند، در اين دشت سكنى
داشتند (همان، نيز بارتولد، همانجاها؛ «دائرةالمعارف تاريخى...٢»، .(XII/٨٢٨
اين تاتارها با تاتارهاي تومِن و توبولسك قرابت داشتند ( ، EIهمانجا). به نظر
مىرسد كه تاتارهاي بارابه از اقوام اوگري - فنلاندي (اوگروفين) باشند
(«دائرةالمعارف تاريخى»، همانجا) كه به سبب ارتباط با اقوام ترك، زبان
تركى را پذيرفتند ( ، EIهمانجا). گرايش تاتارهاي بارابه به زبان تركى در
قرون ١٦ و ١٧م ادامه داشت و با مهاجرت تاتارهاي ولگاي وسطى به اين سو، در
سدة ١٩م تكميل شد (همانجا). گويش تاتارهاي بارابه كه هنوز دربارة آن
تحقيقات درستى به عمل نيامده است، از نظر آواشناختى داراي ويژگيهايى بوده
است. اين گويش كم كم با زبان تاتارهاي قازان و نيز زبان روسى آميخته شد
(همانجا؛ آكينر، ٧٦-٧٧).
دشت بارابه از زمان غلبة روسها بر خانات سيبريايى مغول در زمان ايوان
چهارم (مخوف) و تا زمان پتركبير، روسيه را از سرزمين قلموقها (كلموكها) جدا
كرد. منطقة مرزي بين شهر تارا (واقع در ساحل رود ايرتيش) و شهر تُمسك (در
شرق رود اُب) به ولايت بارابه معروف بوده است (بارتولد، نيز ٢ ،
EIهمانجاها). در سدة ١٨م شمار بسياري از تبعيدشدگان قسمت اروپايى روسيه به
اين سرزمين آمدند و بارابهايها به سوي زمينهاي لميزرع رانده شدند و از آن
پس جمعيت آنها كاستى پذيرفت. در حالحاضر آنان در دهكدههايواقعدر نزديكى
درياچههاي سَبرالى، يورتوش، منگيش و در حوضة رودهاي اُم و تارا و در كنار
ريزابههاي رود ايرتيش، به ويژه در منطقة كويبيشف٣ در طول راهآهن سرتاسري
سيبري سكنى دارند ( ، EIهمانجا؛ گلىزواره، ٣٥٨).
در سدة ١٠ق/١٦م، اسلام توسط بازرگانان و مبلغان مسلمانى كه از طريق رود
ايرتيش به سيبري راه يافتند، وارد آسياي مركزي (خوارزم و بخارا) شد و در
ميان مردم دشت بارابه رواج يافت؛ اما آرنولد عقيده دارد كه روحانيان
بخارايى و بازرگانان قازان به طور مداوم فعاليتهاي تبليغاتى اسلامى خود را
در سيبري دنبال كردند، بنابراين، در ١٧٤٥م اسلام راه خود را در ميان قبايل
تاتار منطقة بارابه باز نمود، هرچند تا اوايل سدة ١٣ق/١٩م اكثر آنان هنوز
بتپرست مانده بودند (ص ١٨٣؛ ٢ ، EIهمانجا). احتمال دارد مردم اين منطقه پس
از مهاجرت تاتارهاي قازان در سدة ١٩م به اسلام روي آورده باشند. مردم
بارابه حنفى مذهبند ( ، EIهمانجا؛ آكينر، ١١٦-١١٧). گفته شده است: در آن
منطقه سالخوردگانى ديده شدهاند كه پدران خود را كه همانند مردم آلتايى
براي بتها قربانى مىكردند، به ياد دارند ( ، EIبارتولد، همانجاها).
تاتارها و روسهاي دشت بارابه معاش خود را از راه كشاورزي، دامپروري و
ماهىگيري مىگذرانند (همانجا). از ١٩٥٤م/١٣٣٣ش بسياري از زمينهاي باير
بارابه به صورت مزروع درآمد ( لاروس...، .(I/٨٩٧ در اواخر سدة ١٩م به هنگام
ساخته شدن راهآهن سرتاسري سيبري، اين دشت كمكم به دست روسها و
اوكرائينيهاي مهاجر آباد شد ( ، EIهمانجا). يك شاخه خط آهن به طول ١٢ كم
بارابينسك را به كوي بيشف متصل مىكند («دائرةالمعارف جغرافيايى»، .(I/١٩٢
مآخذ: آرنولد، توماس، تاريخ گسترش اسلام، ترجمة ابوالفضل عزتى، تهران،
١٣٥٨ش؛ آكينر، شيرين، اقوام مسلمان اتحاد شوروي، ترجمة محمدحسين آريا،
تهران، ١٣٦٧ش؛ گلىزواره، غلامرضا، جغرافياي تاريخى و سياسى آسياي مركزي،
قم، ١٣٧٣ش؛ نيز:
, W. W., X Raboty po istorichesko o geografii n , Sochineniya, Moscow, ١٩٦٥,
vol. III; Brockhaus, Entsiklopedicheski o slovar', St. Petersbourg,١٨٩١; EI ٢ ;
Grand Larousse;Kratkaya geograficheskaya entsiklopediya, Moscow, ١٩٦٢;
Sovetskaya istoricheskaya entsiklo - pediya, Moscow, ١٩٦٢.
ناديژدا خارچينكو