دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٤٢٩٤
| باجرما جلد: ١١ شماره مقاله:٤٢٩٤ |
باجَرْما، ناحيهاي از توابع موصل در سدههاي نخست اسلامى. نام باجرما معرب
واژة آرامى «بيث (به) گرما» است. باجرمق، نام ديگر اين ناحيه، احتمالاً از
واژة گَرمَكان - كه در فارسى ميانه به آن اطلاق مىشد - اقتباس شده است.
كلمة اخير نيز از گورومو - نام قومى كوچنشين كه در نوشتههاي ميخى آمده -
گرفته شده، و بطلميوس آن را به شكل گارامايوي١ آورده است (نك: ٢ .(EI
باجرما در شرق دجله، بين رود زاب صغير در شمال و كوه حَمرين در جنوب واقع
بود (همانجا؛ قس: نولدكه، ٩٥). گفته شده است كه باجرما در روزگار كهن، مسكن
گروهى گاوپرست بود كه سامري از ميان آنان برخاست (طبري، ١/٤٢٤- ٤٢٥). بعدها
شاپور در اين ناحيه شهر خُنيا شاپور (خُنى شاپور) را ساخت (همو، ٢/٥٨؛ ابن
خردادبه، ٩٤).
سرزمين باجرما در جريان فتوح سعد بن ابى وقاص، توسط لشكري به فرماندهى
هاشم بن عتبة بن ابى وقاص يا عتبة بن فَرقَد در حدود سالهاي ١٦-١٧ق به
تصرف مسلمانان درآمد (بلاذري، فتوح...، ٣٧٠، ٤٦٦؛ ابن فقيه، ١٢٩). هنگامى
كه مهلب بن ابى صفره، يزيد بن ابى صخر كلبى را در نصيبين محاصره كرد، در
باجرما اردو زد (ابوعبيد، ١/٢٢٠؛ نيز نك: ابوالفرج، ٥/١٥٥). در ١٣٧ق/٧٥٤م مُلبّد
بن حرمله (مق ١٣٨ق) در نواحى جزيره سر به شورش برداشت و بارها لشكريان
عباسى را شكست داد. وي با شماري اندك، بر لشكر ٥ هزار نفري منصور در باجرما
پيروز شد (نك: بلاذري، انساب...، ٣/٢٤٨-٢٤٩). در ١٦٠ق/٧٧٧م نيز در عهد خلافت
مهدي عباسى، عبدالسلام بن هاشم يشكري در باجرما قيام كرد و در شهرهاي
جزيره تاخت و تاز نمود (نك: خليفه، ٢/٧٠٠-٧٠١). باجرما در ٢٣٥ق/٨٤٩م جزو قلمرو
حكومت محمد منتصر، پسر و يكى از ٣ وليعهد متوكل عباسى بود (طبري، ٩/١٧٥-١٧٦).
ياقوت در اوايل سدة ٧ق از باجرما به عنوان قريهاي از توابع بليخ نزديك
رَقّه در سرزمين جزيره ياد كرده است (١/٤٥٤). گفته شده است كه در باجرما
كوهى سرسبز و پر درخت به نام قنديل بود كه در فارسى تخت شيرويه خوانده
مىشد (ابن فقيه، ١٣٢). دِير كهن «عذاري» در راه باجرما به موصل عبادتگاه
گروهى از راهبهها بوده است (قزوينى، ٣٧٠).
مآخذ: ابن خردادبه، عبيدالله، المسالك و الممالك، به كوشش دخويه، ليدن،
١٨٨٩م؛ ابن فقيه، احمد، مختصر البلدان، به كوشش دخويه، ليدن، ١٨٨٥م؛
ابوعبيد بكري، معجم ما استعجم، به كوشش مصطفى سقا، قاهره، ١٣٦٤ق/١٩٤٥م؛
ابوالفرج اصفهانى، الاغانى، بيروت، ١٣٩٠ق/١٩٧٠م؛ بلاذري، احمد، انساب
الاشراف، به كوشش عبدالعزيز دوري، بيروت، ١٣٩٨ق/١٩٧٨م؛ همو، فتوح البلدان،
به كوشش عبدالله انيس طباع، بيروت، ١٤٠٧ق/١٩٨٧م؛ خليفة بن خياط، تاريخ،
به كوشش سهيل زكار، دمشق، ١٩٦٨م؛ طبري، تاريخ؛ قزوينى، زكريا، آثار البلاد،
بيروت، ١٤٠٤ق/ ١٩٨٤م؛ نولدكه، تئودور، تاريخ ايرانيان و عربها در زمان
ساسانيان، ترجمة عباس زرياب، تهران، ١٣٥٨ش؛ ياقوت، بلدان؛ نيز: . ٢ EI
محمدرضا ناجى