دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٤٢٧٣
| بابعالى جلد: ١١ شماره مقاله:٤٢٧٣ |
بابِ عالى، اصطلاحى در نظام اداري - سياسى امپراتوري عثمانى و عنوان نهاد
صدارت عظمى، مركز هدايت و ادارة كشور كه از سدة ١٣ق/١٩م، توسعاً به معنى
دولت عثمانى به كار رفته است.
باب عالى به معنى درگاه عالى از ديرباز به عنوان مركز و نشانة حاكميت و
وحدت و اعمال قدرت از موقعيت ممتازي برخوردار بوده، و فرمانهاي مربوط به
رتقوفتق اموركشور از همانجا صادرمىشده است. باب و واژههاي مترادف آن به
عنوان مركز حل و فصل امور كشور، از روزگار كهن متداول بوده است، چنانكه
گزنفن يونانى نيز به آن اشاره كرده است (نك: II/١٧٤ ؛ IA, پاكالين،
.(I/١٣٦-١٣٧ باب عالى با عنوانهاي گوناگون ديگري مانند در، درگاه، دربار
(همانجاها)، بابسراي،بابسلطانيه(«دائرةالمعارف...٢»،١٨٨ )،قاپى (طيارزاده،
٣/٩٨)، پاشاقپوسى، باب همايون (صبحى، ٣٥)، درگاه عالى (همو، ٧١)، باب آصفى،
سراي آصفى كه محل استقرار صدراعظم بود (پاكالين، )، I/١٤٠ و ديوان خانة باب
عالى نيز ناميده شده است («دائرةالمعارف»، همانجا).
تا زمان فتح استانبول در ٨٥٧ق/١٤٥٣م، امور دولت عثمانى در دربار و تحت نظر
شخص سلطان اداره مىشد (پاكالين، نيز ، IA همانجاها) كه آن را ديوان همايون
و يا قبه آلْتى (زيرگنبد) (ثريا، ٤/٧٣٦) مىگفتند و اگر چه واژة باب عالى در
متون تاريخى اوايل سدة ١٢ق/١٨م، به كار رفته (نعيما، ٤/٤٨)، اما سلطان
محمود دوم، نخستين پادشاهى است كه در سدة ١٣ق/١٩م، اصطلاح باب عالى را در
فرمانهاي خود آورده است (پاكالين، .(I/١٣٨ با گسترش امپراتوري عثمانى و
پيچيدگى مسائل، ادارة امور از دربار جدا، و به صدر اعظم واگذار شد و از زمان
صدارت كوپريلى محمد پاشا در ١٠٦١ق/١٦٥٠م در اين نهاد تثبيت شد ، IA)
پاكالين، همانجاها). محل باب عالى ابتدا ثابت نبود و با تغيير اقامتگاه صدر
اعظمها - مانند محمود پاشا، گديك پاشا و... - در محلههاي مختلف شهر استانبول
جابهجا مىشد؛ از زمان صدارت ابراهيم پاشا نوشهرلى (ه م) به نزديك كاخ
توپكاپى منتقل شد و در ساختمان ثابتى استقرار يافت II/١٧٥) .(IA,
باب عالى از ٣ ادارة بزرگ كه هر يك مشتمل بر دواير كوچكتري بود، تشكيل
مىشد و هر كدام سرپرست جداگانهاي داشت كه عبارت بودند از: ١. كَهيابيك كه
در مقام معاونت صدراعظم و به امور لشكري و كشوري مىپرداخت؛ ٢. رئيس
الكُتّاب كه مسئوليت ادارة امور خارجى را برعهده داشت و كسانى مانند آمدجى
(ه م)، ترجمان ديوان همايون (مترجم) - رابط ميان نمايندگان خارجى و رئيس
الكُتّاب - و بيليك جى كه عهدهدار تنظيم فرمانها، عهدنامهها و بايگانى آنها
بود، با او همكاري مىكردند (پاكالين، )؛ I/١٣٧-١٣٨ ٣. چاووش باشى (همانجا) يا
كدخداي صدرعالى - صدارت عظمى كتخداسى - (ثريا، ٤/٨٠٠ بب) كه مسئوليت رسيدگى
به شكاياتى كه به صدراعظم مىشد، و در عين حال معرفى متهمان به محكمه،
امور تشريفات و ضبطيه را عهدهدار بود (پاكالين، همانجا). همچنين سمتى با
عنوان استادي باب عالى (باب عالى خوجه ليقى) وجود داشت كه آموزش زبان
فارسى و عربى برايمنشيان را برعهده داشت .(I/١٣٩-١٤٠ٹُّû)
پس از انحلال سپاه ينىچري در ١٢٤٢ق/١٨٢٦م كه در تاريخ عثمانى به «واقعة
خيريه» معروف است (نك: شاو، ٢/٥٣ - ٥٥)، صدر اعظمها از اقامت در كاخ باب
عالى صرفنظر كردند و از اين تاريخ به يك ادارة رسمى كه رياست آن را خود
صدراعظم بر عهده داشت، تبديل شد ( II/١٣٦ .(IA, با شروع دورة اصلاحات (نك: ه
د، اصطلاح طلبى) از سوي محمود دوم، تشكيلات و سازماندهى باب عالى نيز
دگرگون شد، چنانكه ادارة كدخداي صدرعالى به نظارت ملكيه و يك سال بعد به
نظارت داخليه (وزارت داخله)، دايرة رئيس الكتابى به نظارت خارجيه (وزارت
امورخارجه) ، باب دفترداري به وزارت ماليه (شاو، ٢/١٣٥- ١٣٦؛ پاكالين، ؛
I/١٣٨ II/١٧٦ ؛ IA, «دائرةالمعارف»، تبديل گرديد و نيز به شيوة اروپاييان
مجالسى با عنوان مجلس والاي احكام عدليه و شوراي دولت در آن داير شد
(جودت پاشا، ١٥٧ ؛ شاو، ٢/١٤٢- ١٤٨؛ اينال، .(I/٢٤
باب عالى به عنوان مركز ثقل رهبري امپراتوري عثمانى در زمان فرمانروايى
عبدالمجيد اول و نيز سلطان عبدالعزيز (سدة ١٣ق/١٩م) از قدرت و اعتبار بسياري
برخوردار بود («دائرةالمعارف»، همانجا)، اما در دورة عبدالحميد دوم (١٢٩٣- ١٣٢٦
ق/١٨٧٦- ١٩٠٨م) به تدريج از اهميت آن كاسته شد و امور امپراتوري مستقيماً
زير نظر پادشاه و از سوي دربار اداره مىشد (همانجا). با بركناري عبدالحميد
دوم و به قدرت رسيدن جمعيت اتحاد و ترقى (ه م)، باب عالى بارديگر اهميت
خود را باز يافت (شاو، ٢/٤٨٩ بب). با شروع جنگهاي بالكان و شكست دولت
عثمانى، گروهى از هواداران اتحاد و ترقى كه انورپاشا نيز در ميان آنان بود،
به ساختمان باب عالى حمله بردند و دولت كامل پاشا را مجبور به استعفا كردند
و محمود شوكت پاشا را به صدارت برداشتند. در اين ميان ناظم پاشا وزيرجنگ و
عدهاي ديگر كشته شدند. اين واقعه كه در صفر ١٣٣١/ ژانوية ١٩١٣ اتفاق افتاد،
به «واقعة هجوم به باب عالى» معروف است (نك: بدوي كوران، -٣٢٠ ٣١٨ ؛
بايور، ٦٦ ؛ شاو، ٢/٤٩٨). ساختمان باب عالى بارها دچار آتش سوزي كامل شده، و
سپس تجديد بنا گرديده است كه آخرين آن در ١٣٢٩ق/١٩١١م بود (اكرمكوچو،
).همچنينزلزلهاينيزدر IV/١٧٦١-١٧٦٥ ١٢٧١ق/١٨٥٥م ساختمان آن را ويران ساخت
(جودت پاشا، همانجا).
با فروپاشى و تجزية دولت عثمانى، باب عالى نيز از ميان رفت و ساختمان آن
به محل استانداري استان استانبول تبديل شد. خيابانى كه ساختمان باب عالى
در آن قرار دارد و به «باب عالى جادهسى» معروف بود، امروزه
«آنكاراجادهسى» ناميده مىشود (اكرمكوچو، و مركز امور مطبوعاتى و انتشاراتى
شهر استانبول است.
مآخذ: ثريا، محمد، سجل عثمانى (تذكرة مشاهير عثمانيه)، استانبول، ١٣١٦ق؛ شاو،
ا.ج.و ا.ك. شاو، تاريخ امپراتوري عثمانى و تركية جديد، ترجمة محمود
رمضانزاده، مشهد، ١٣٧٠ش؛ صبحى، محمد، تاريخ، استانبول، ١١٩٨ق؛ طيارزاده،
احمدعطا، تاريخ، استانبول، ١٢٩٣ق؛ نعيما، مصطفى، تاريخ، استانبول، چ سنگى؛
نيز:
Bayur., H., XX. Y O zy o lda t O rkl O g O n tarih ve acun siyasas o O zerindeki
etkileri, Ankara, ١٩٧٤; Bedevi Kur @ n, A., Ink o l @ p tarihimiz ve J N n T O
rkler, Istanbul, ١٩٤٥; Cevdet Pasa , Tez @ kir, Ankara, ١٩٨٦, nos. ١-١٢; Ekrem
Ko ٥ u, R., Istanbul ansiklopedisi, Istanbul, ١٩٦٠; IA; Inal, M. K., Osmanl o
devrinde son sadr o azamlar, Istanbul, ١٩٦٤; Osmanl o tarihi ansiklopedisi;
Pakal o n, M. Z., Osmanl o tarih deyimleri ve terimleri s N zl O g O , Istanbul,
١٩٧١.
على اكبر ديانت