منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة - هاشمى خويى، ميرزا حبيب الله - الصفحة ٢٨٩ - الترجمة
آن، چنانكه شاعر گفته:
|
سخنها را بدستور خردمند |
بوجهى خوب بايد داد پيوند |
|
و بسا مىآيد در ضمن آنچه كه اختيار كردم آنرا از اين مذكورات فصلهاى بى انتظام، و كلامهاى نيكوى بىمناسبت، بجهت اين كه من مىآورم نكتههاى لطيفه، و كلمات پسنديده درخشنده، و مقصود من ترتيب و انتظام نيست.
و از جمله عجائب و غرائب خصال آن حضرتست كه منفرد شده بآن، و ايمن شده از شراكت ديگران در آن، اين است كه كلام او كه وارد شده در زهد و موعظهها و در مقام تذكير آخرت و منع از منكرات اگر تأمّل نمايد آنرا تأمّل كننده، و تفكر كند در آن فكر نماينده، و بر كند از قلب خود اين را كه اين كلام كلام مثل اوست، از كسى كه عظيم القدر و نافذ الامر است، و محيط است سلطنت او بجميع مردمان، عارض نشود او را شك و شبهه در اين كه اين كلام از كلام كسى است كه هيچ حظى نيست او را در غير زهادت و ترك دنيا، و هيچ شغلى نيست مر او را بجز عبادت خدا، در حالتى كه سر فرو برده و منزوى شده در كنار خانه، يا از مردم بريده و كناره جوئى نموده در دامن كوهى، در حالتى كه نمىشنود مگر حسّ و حركت خود را، و نمىبيند مگر شخص خود را؛ و نزديك نيست يقين نمايد آن متأمّل باين كه اين كلام كلام كسى است كه فرو رفته در درياى قتال، در حالتى كه كشنده باشد شمشير خود را از غلاف، پس بزند گردنهاى كفّار را، و بيندازد شجاعان را بر زمين، و برميگردد با آن شمشير در حالتى كه سيلان ميكند از خون و روان مىسازد روحها را، و حال آنكه آن امام با اين حالت زاهدترين زهاد است، و شريفترين ابدال و اوتاد.
و اين فضيلت از جمله فضائل عجيبه و خصايص لطيفه آن بزرگوار است، كه جمع نموده با آن ميان اضداد و متباينات را، و پيوند داده ميان متفرّقات و مختلفات را.
و اكثر اوقات مذاكره مىكنم با برادران دينى باين فضيلت، و استخراج