بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٧٠ - استنتاج
قُلْ كُلٌّ يَعْمَلُ عَلى شاكِلَتِهِ فَرَبُّكُمْ أَعْلَمُ بِمَنْ هُوَ أَهْدى سَبِيلًا «١»
«بگو هركس طبق روش خود عمل مىكند، پروردگار شما آنها را كه راهشان نيكوتر است بهتر مىشناسد.»
تكثّر و زيادى نام نبايد سبب تكثّر حقيقت در برداشتهاى اعتقادى گردد؛ زيرا در اين صورت، نتيجهاى جز اختلاف و ايجاد عداوت نخواهد داشت. همين چيزىكه متأسفانه ريشه در تاريخ زندگى نسل آدم دارد. اينجاست كه با هدف مستقيم كردن هرگونه انحرافات اعتقادى و رفع اختلافات عملى، پيغمبران خدا مبعوث مىشوند.
وَ لَقَدْ بَعَثْنا فِي كُلِّ أُمَّةٍ رَسُولًا أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَ اجْتَنِبُوا الطَّاغُوتَ ... «٢»
«در هر امتى رسولى فرستاديم كه خداى يكتا را بپرستيد و از طاغوت اجتناب كنيد.»
*** مولانا در اين حكايت شيرين همان واقعيت تلخى را بيان مىكند كه (تكثّر نام و برداشتهاى مختلف از فهم آن و در نتيجه ايجاد اختلاف) نصيب انسان شده است كه تفسير آن را به شرح زير مىتوان بيان كرد:
خانه تاريك، كنايه است از دنيا.
فيل، كنايه است از حقيقت واحد.
مردمى كه دست به بدن فيل مىكشيدند، كنايه است از انسانهاى حقيقتجو.
شمع، كنايه است از هاديان طريقت.
انسانها در خانه دنيا، كه تودههاى سياه حبّ و بغضها فضاى آن را به ظلمتكدهاى تبديل نموده است، گرفتار آمدهاند. گروهى كه خود را رهبران فكرى جامعه مىپندارند، تلاش مىكنند براى رهايى انسان از اين ظلمتكده، با استفاده از عقل محدود و علوم تجربى ناقص خود روزنههاى روشنى به روى انسان بگشايند
______________________________
(١)- اسراء: ٨٤
(٢)- نحل: ٣٦