بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٣٢٠ - استنتاج
هنگامى كه سليمان تخت ملكه سبا را نزد خود مستقر ديد، گفت: اين از فضل پروردگار من است تا مرا آزمايش كند كه آيا شكر او را بجا مىآورم يا كفران مىكنم؟[١]
*** نتيجهاى كه مولانا از بيان اين حكايت قرآنى مىگيرد، اين است كه مىگويد:
حضرت سليمان ٧ وقتى تخت حكومتى بلقيس، ملكه سبا را در مقابل ديد نگاهى به تخت بلقيس كرد و گفت: آرى اى درخت- يا اى چوبى كه از درخت ساختهشدهاى- تو فقط مىتوانى انسانهاى احمق را گول بزنى و فريب دهى.
|
پس نظر كرد آن سليمان سوى تخت |
گفت: آرى گول گيرى اى درخت |
|
اى بسا آدمهاى احمقى كه در برابر چوب و سنگهاى منقوش سجده مىكنند و آن را همچون خدا مىپرستند.
|
پيش چوب و پيش سنگ نقش كند |
اى بسا گولان كه سرها مىنهند |
|
اين بيت تعريضى است به دنياطلبان از خدا بىخبر كه دل به ظواهر زيباى دنيا خوش كردهاند و شرافت انسانى خود را پاى اين خدايان مجازى قربانى كردهاند و چه بسا براى به دست آوردن يك تكه چوب يا سنگ باستانى و عتيق حاضرند خون انسانهايى را بر خاك بريزند. اينگونه انسانها و معبودان آنها هردو از حقيقت حيات و فلسفه خلقت آفرينش بىخبرند و ليكن اين انسانهاى غافل از حقيقت حيات تنها اثر و حركت ناچيزى ديدهاند.
|
ساجد و مسجود از جان بىخبر |
ديده از جان جنبشى و اندك اثر |
|
اين مصرع مولانا كه مىگويد: ديده از جان جنبشى و اندك اثر. خبر از حقيقت كاذبى مىدهد كه معمولا انسانهاى تخيّلگرا از نظر تموجات روانى گرفتار آن حقيقت كاذب مىشوند. آنان با تمركز فكرى در شىء بىجانى اينگونه تصور
[١] - تلخيص آيات: ٤٠- ٢٠ از سوره مباركه نمل.