بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٣٠٧ - استنتاج
خواهد ساخت. حتى اصل حيات، مظاهر آن و هوش انسانى را روشن خواهد كرد، ولى هر قدر بيشتر تحصيل و مطالعه كردم و همهچيز را از اتم گرفته تا كهكشان و از ميكرب تا انسان، از نظر گذراندم، متوجه شدم كه هنوز خيلى چيزها مجهول مانده است.»[١]
اقرار به جهل شاگردان ممتاز مكتب دانش طبيعى، در مقابل پيچيدگىها و عظمت جهان خلقت، تنها مرحلهاى نيست كه بتواند وجدان ناآرام آنان را آرامش بخشد بلكه گهگاهى از اين مرحله گذشته و به مرحله سردرگمى و تحيّر و در نهايت وهمى تلقى كردن كل جهان منجر مىشود، چنانكه «جيمز جينز» در كتاب جهان اسرارآميز مدعى است كه:
«جهان از لحاظ مفاهيم فيزيك جديد، قابل تصور به صورت مادى نيست و دليل آن به نظر من اين است كه جهان تنها به صورت مفهوم ذهنى درآمده. بنابراين نظريه، ممكن است كسى بگويد: قطارهاى راهآهن خيالى به ظاهر پر از مسافران وهمى بر فراز پلهاى غيرمادى ساختهشده از مفاهيم ذهنى، از روى رودخانهاى بىواقعيت عبور مىكنند!»[٢]
آنچه در مورد پيچيدگى عالم خلقت و اظهار جهل و عجز و خودباختگى علم انسان در مقابل اين عظمت گفته شد، مربوط به بخش علوم فيزيكى جهان است، اما در خصوص بخش متافيزيكى و حقايق خارج از حوزه طبيعى، بايد اذعان كرد كه پيچيدگى به مراتب بيشتر است و ادراك حقايق آن به ذهن غريبتر مىنمايد؛ بهطورىكه درك جزئىترين پديده معنوى براى متفكرترين دانشپژوه علوم مادى، ثقيل و بسا غيرممكن مىنمايد، كه پديدههايى از قبيل معجزه، كرامت و خارق عادت، از آن جمله مىباشند.
*** در اين حكايت، گوشهاى از پديدههاى خارج از حوزه طبيعى، به شرح زير بيان
[١] - اثبات وجود خدا، ص ٦٦
[٢] - اثبات وجود خدا، ص ١٨