بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ١٥٤ - استنتاج
يا وَيْلَتى لَيْتَنِي لَمْ أَتَّخِذْ فُلاناً خَلِيلًا* لَقَدْ أَضَلَّنِي عَنِ الذِّكْرِ بَعْدَ إِذْ جاءَنِي وَ كانَ الشَّيْطانُ لِلْإِنْسانِ خَذُولًا.[١]
«اى واى بر من! كاش فلان- شخص گمراه- را دوست خود انتخاب نكرده بودم، او مرا از ياد حق گمراه ساخت بعد از آنكه آگاهى به سراغ من آمده بود، و شيطان هميشه مخذولكننده انسان بوده است.»
... وَ يَقُولُ الْكافِرُ يا لَيْتَنِي كُنْتُ تُراباً.[٢]
«و- روز قيامت- كافر مىگويد: اى كاش خاك بودم!»
... يا حَسْرَتى عَلى ما فَرَّطْتُ فِي جَنْبِ اللَّهِ وَ إِنْ كُنْتُ لَمِنَ السَّاخِرِينَ[٣]
«افسوس بر من از كوتاهىهايى كه در اطاعت فرمان خدا كردم و- آيات او را- به سخريه گرفتم.»
دزد دهلزن، سپس اضافه مىكند: اى صاحبخانه عزيز، از جمله خصوصيات دهل من اين است كه تو را از جزء و كلّ اعمالت آگاه مىسازد و فرداى قيامت خواهى ديد كه چه كارهايى در طول عمر خود در دنيا انجام دادهاى!
|
من چو رفتم بشنوى بانگ دهل |
آن زمان واقف شوى بر جزء و كل |
|
وَ وُضِعَ الْكِتابُ فَتَرَى الْمُجْرِمِينَ مُشْفِقِينَ مِمَّا فِيهِ وَ يَقُولُونَ يا وَيْلَتَنا ما لِهذَا الْكِتابِ لا يُغادِرُ صَغِيرَةً وَ لا كَبِيرَةً إِلَّا أَحْصاها وَ وَجَدُوا ما عَمِلُوا حاضِراً وَ لا يَظْلِمُ رَبُّكَ أَحَداً[٤]
«و كتاب- نامه اعمال- در آنجا گذارده مىشود، اما گنهكاران را مىبينى كه از آنچه در آن است، ترسان و متوحّشاند و مىگويند: اى واى بر ما، اين چه كتابى است! هيچ عمل كوچك و بزرگى نيست مگر اينكه آن را شماره- و ضبط- كرده است؟ و همه اعمال خود را حاضر مىبينند و پروردگارت به احدى ظلم نمىكند.»
[١] - فرقان: ٢٨ و ٢٩
[٢] - نبأ: ٤٠
[٣] - زمر: ٥٦
[٤] - كهف: ٤٩