بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ١٢٣ - استنتاج
آيا مىشود باور كرد كه زنى بدون مباشرت با جنس مخالف حامله شود و فرزند به دنيا آورد؟[١]
آيا مىشود باور كرد كه شخصى بساط و تخت پادشاهى حاكمى را بلند كند به يك چشم برهم زدن، از فرسنگها راه به نقطهاى ديگر منتقل نمايد؟[٢]
آيا مىشود باور كرد كه بيش از همه حقايقى كه در جهان ادراك ما وجود دارد، حقايقى نيز در خارج از اين دنيا است كه فهم آنها ابزار خاص خودش را طلب مىكند و ما چون آن ابزار خاص را نداريم لاجرم در پذيرش آنها دچار شك و ترديد و اى بسا انكار شدهايم. رسول گرامى اسلام صلّى اللّه عليه و اله فرمودند:
«لو لا تكثير في كلامكم و تمريج في قلوبكم لرأيتم ما أرى و لسمعتم ما اسمع».
«اگر زيادهروى در سخن گفتن شما و هرزهچرانى در دلتان نبود، هرچه من مىبينم شما هم مىديديد و هرچه من مىشنوم شما نيز مىشنيديد.»
*** مولانا در اين حكايت يك مورد از حقايق پشت پرده را- كه همخوانى با باورهاى محدود ذهنى ما ندارد- به شرحى كه گذشت بيان مىكند، سپس از قول پير نابينا براى رفع تعجب ميهمان، چنين ادامه مىدهد كه: اى مهمان عزيز، اى كسى كه از جهل تن رهيدهاى، آيا در كار خدا تعجب مىكنى؟
|
گفت اى گشته ز جهل تن جدا |
اين عجب مىدارى از صنع خدا؟ |
|
نه، تعجب نكن، من عاشق قرآنم و علاقه شديدى به تلاوت آن دارم، از طرفى هم كورى مانع از آن بود كه قرآن بخوانم، لذا از خداوند خواستم كه: خدايا! من كه حافظ قرآن نيستم، از تو مىخواهم هنگام تلاوت قرآن نورى به چشمانم عطا كنى كه بدون هيچ مشكلى آيات قرآن را ببينم و تلاوت كنم.
[١] - آل عمران: ٤٧
[٢] - نمل: ٤٠