بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٦١ - حكايت ١١٠ موسى و فرعون در هستى توست # بايد اين دو خصم را در خويش جست
حكايت ١١٠
|
موسى و فرعون در هستى توست |
بايد اين دو خصم را در خويش جست |
سرگذشت حضرت موسى ٧ و مبارزات او با فرعون، يكى از پرماجراترين و درعينحال عبرتانگيزترين سرگذشت پيغمبران گذشته است كه بيشتر تاريخنويسان و مفسّران و شعرا و هاديان طريقت بدان اشاره كردهاند. مولانا جلال الدين مولوى نيز در كتاب پرارج مثنوى خود، اين سرگذشت پرماجرا را بيان نموده و نتايج بسيار سودمندى از آن گرفته است كه ما بخشى از آن را در حكايت ١٠٨ و ١٠٩ آوردهايم و اكنون بخش پايانى آن، كه داراى نتيجهاى بسيار زيباست، تقديم مىگردد:
مشاوران فرعون چنين صلاح ديدند كه براى مبارزه با موسى ٧، همه جادوگران اطراف مصر را در يكجا گرد آورند. فرعون تعداد بسيارى از مأموران خود را براى گردآورى جادوگران به نواحى مختلف مصر گسيل داشت. در هرجا كه جادوگرى نامدار وجود داشت به مصر آورده شد. در اين ميان، دو جوان جادوگر بودند كه در كار جادوگرى شهرت داشتند، اين دو ساحر جوان آشكارا از ماه شير مىدوشيدند و در سفرها بر خمرهاى سوار مىشدند و به راه مىافتادند. نور ماه را به صورت كرباسى نشان مىدادند و آن را متر مىكردند و به مشتريان مىفروختند و سپس پول مشتريان را مىگرفتند و مىرفتند وقتى كه مشتريان از اين كار آگاه