بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٥٤ - استنتاج
مولانا با مطرح كردن حكايت فرعون و موسى ٧ نكات بسيار ارزندهاى در مطاوى ابيات خود بيان نموده است كه يكى از آن نكتهها در پايان اين قسمت از حكايت فرعون چنين آمده است:
اى برادر، آنچه در وجود فرعون وجود داشت در تو نيز هست، تنها تفاوتى كه ميان تو و فرعون وجود دارد، آن است كه اژدهاى نفس تو در چاه ناتوانى زندانى است و قدرت ندارد همچون اژدهاى نفس فرعون گردنفرازى كند.
|
آنچه در فرعون بود، آن در تو هست |
ليك اژدرهات، محبوس چه است |
اگر وجدان خفته يا خوابآلود خود را بيدار كنى و به درون خود بنگرى، خواهى ديد كه هرچه در نكوهش فرعون گفتيم در واقع بيان اوصاف رذيله تو بود ولى تو اين اوصاف رذيله را تنها به فرعون نسبت مىدهى.
|
اى دريغ اين جمله احوال تو است |
تو بر آن فرعون بر خواهيش بست |
اگر كسى اوصاف فرعونى نفست را به رخت كشد و تو را به آن رذائل آگاه كند، دلتنگ و ناراحت مىشوى و آنچنان از اينگونه اوصاف ناپسند اظهار تنفّر مىكنى كه وجود اين لكههاى سياه را حتى براى ديگران (اساطير الأوّلين) افسانه مىپندارى.
وَ مِنْهُمْ مَنْ يَسْتَمِعُ إِلَيْكَ وَ جَعَلْنا عَلى قُلُوبِهِمْ أَكِنَّةً أَنْ يَفْقَهُوهُ وَ فِي آذانِهِمْ وَقْراً وَ إِنْ يَرَوْا كُلَّ آيَةٍ لا يُؤْمِنُوا بِها حَتَّى إِذا جاؤُكَ يُجادِلُونَكَ يَقُولُ الَّذِينَ كَفَرُوا إِنْ هذا إِلَّا أَساطِيرُ الْأَوَّلِينَ «١»
«گروهى از آنان به تو گوش فرا مىدهند، ولى بر دلهاى آنان پردهها افكنديم تا آن را نفهمند و در گوش آنها سنگينى قرار دادهايم- و آنها بهقدرى لجوجند- كه اگر تمام نشانههاى حق را ببينند ايمان نمىآورند، تا آنجا كه وقتى به سراغ تو مىآيند با تو به پرخاشگرى برمىخيزند و كافران مىگويند اينها افسانههاى پيشينيان است.»
______________________________
(١)- انعام: ٢٥