بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٤٧٤
حكايت ١٠٤/ صفحه ٣٢
|
گر ز صورت بگذريد اى دوستان |
جنت است و گلستان در گلستان |
|
حكايت نوازش كردن مجنون سگ ليلى را، ارزش و سخنى در خصوص آن. ارزشهاى اكتسابى و ارزشهاى ذاتى.
حكايت ١٠٥/ صفحه ٣٦
|
هاى اى فرعون، ناموسى مكن |
تو شغالى هيچ طاوسى مكن |
|
حكايت بدرون خمره رنگ افتادن شغال و ادعايى طاوسى كردن او.
ستيز دو دين يهود و نصارى قبل از ظهور اسلام
حكايت ١٠٦/ صفحه ٤١
|
كاى خدا رسوا كن اين لاف لئام |
تا بجنبد سوى ما، رحم كرام |
|
حكايت ماليدن پوست دنبه به سبيل، عاقبت ژاژخواهى
حكايت ١٠٧/ صفحه ٤٥
|
همچو من از مستى شهوت ببر |
مستى شهوت ببين اندر شتر |
|
حكايت فرار بز كوهى از دست صياد و ديدن او بز مادهاى را.
شهوت و سخنى در خصوص آن و ذمّ تاركان دنيا و وابستگان به آن
حكايت ١٠٨/ صفحه ٥٠
|
آنچه در فرعون بود آن در تو هست |
ليك اژدرهات محبوس چه هست |
|
حكايت خواب ديدن فرعون در بدنيا آمدن موسى و كشتن فرعون نوزادهاى پسر را.
وجدان و سخنى در خصوص آن.
حكايت ١٠٩/ صفحه ٥٦
|
نفست اژدرهاست او كى مرده است |
از غم بىآلتى افسرده است |
|
حكايت مارگيرى كه اژدهاى عظيمالجثهاى را شكار كرده بود و بنمايش گذاشتن آن اژدها.
كنايه و سخنى در خصوص آن