بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٤٥٩ - ذو القرنين كيست؟
شما بازگو خواهم كرد.»
در شأن نزول آيه كريمه فوق و آيات بعد از آنكه مربوط به ذو القرنين است، چنين آمده است: گروهى از بزرگان قريش دو نفر را براى تحقيق در خصوص دعوت پيغمبر اسلام نزد احبار و دانشمندان يهود در مدينه فرستادند تا اگر خبرى از محمد صلّى اللّه عليه و اله و دعوت او در كتاب پيشين آمده، به آنان اطلاع دهند.
آن دو براى انجام مأموريت خود به مدينه، نزد علماى يهود آمدند. علماى يهود به آن دو گفتند: براى كشف حقيقت، شما سه مسأله از محمد صلّى اللّه عليه و اله سؤال مىكنيد، اگر اين سه مسأله را پاسخ گفت، معلوم مىشود كه در دعوت خود صادق است. يا بنا به نقلى اگر دو مسأله را پاسخ مفصل و يك مسأله را پاسخ مجمل داد، او پيامبر بر حق است وگرنه مرد دروغگو است.
مسأله اول: از وى بپرسيد: داستان آن گروه جوانانى كه در گذشته از قوم خود جدا شدند، چه بوده است؟
مسأله دوم: بپرسيد از مردى كه زمين را دور زد و به شرق و غرب جهان رسيد.
مسأله سوم: سؤال كنيد از حقيقت روح.
آن دو به مكه بازگشتند و قضيه را با بزرگان قريش در ميان گذاشتند، قرار بر اين شد كه خدمت پيغمبر صلّى اللّه عليه و اله رفته از حضرتش پاسخ سه مسأله را دريافت كنند.[١]
پاسخ سؤال اول درباره اصحاب كهف و پاسخ سؤال دوم درباره ذوالقرنين است كه آيه فوق و آيات بعد، در مورد آن سخن مىگويد.
ذو القرنين كيست؟
پاسخ اين پرسش را از دو طريق مىتوان دريافت: الف- مطالبى كه قرآن در مورد ذو القرنين بيان نموده است.
ب- چهرهاى كه تاريخ از ذو القرنين به ما نشان مىدهد.
[١] - مجمع البيان، ذيل آيه ٩ سوره كهف.