بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٤٥٦ - استنتاج
چهارمين قسمت، كه همان، مقصود ما در استنتاج مىباشد، گفتارى است كه به ظاهر هزل است ولى در واقع جدّ و حقيقت و راستى است؛ چنانكه مولانا را در مثنوى عقيده بر اين است كه هر هزلى ياوه و دور از واقعيت نيست بلكه بعضى از هزلها ويرانهاى را مىماند كه در آن گنج نهفته است.
|
هزلها گويند در افسانهها |
گنج مىجو در همه ويرانهها |
|
مولانا همچنين در توجيه حكايات و نكات هزل خود در مثنوى مىگويد:
|
بيت من بيت نيست اقليم است |
هزل من هزل نيست تعليم است |
|
و در اين حكايت كه به ظاهر هزل مىنمايد، مىگويد: گفتار هزل هم مىتواند نوعى تعليم باشد، به شرط آنكه در گرو به ظاهر شوخى و هزل آن درنيايى، بلكه به حقيقتى كه در وراى سخن هزل نهفته است انديشه كنى.
|
هزل تعليم است آن را جدّ شنو |
تو مشو بر ظاهر هزلش گرو |
|
زيرا جدّ و هزل بودن سخن مربوط به نوع برداشتى است كه شنونده از آن سخن دارد. چه بسا سخن جد در نزد ياوهگويان و شوخطبعان هزل است، در حالى كه سخن هزل در نزد خردمندان و نكتهسنجها جد و مفيد فايده.
|
هر جدى هزلست پيش هازلان |
هزلها، جدّ است پيش عاقلان |
|
*** مولانا با بيان اين حكايت به ظاهر هزل، نكتهاى بس عالى و آموزنده را بيان مىكند كه: هان! اى سالك طريقت و طالب حقيقت، تا از درخت انانيت وجود خويش فرود نيايى نمىتوانى حقايق را آنگونه كه هست ببينى. اينهمه خيالبافىها به خاطر اين است كه بر درخت خود برتربينى نشستهاى.
|
هين فرودآ تا ببينى هيچ نيست |
اين همه تخييل از امر و بنى است |
|