بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٤٤٦ - استنتاج
|
مغز خود از مرتبه خوش برتر است |
برتر است از خوش كه لذّت گستر است |
|
استنتاج
أَوْ كَالَّذِي مَرَّ عَلى قَرْيَةٍ وَ هِيَ خاوِيَةٌ عَلى عُرُوشِها قالَ أَنَّى يُحْيِي هذِهِ اللَّهُ بَعْدَ مَوْتِها فَأَماتَهُ اللَّهُ مِائَةَ عامٍ ثُمَّ بَعَثَهُ قالَ كَمْ لَبِثْتَ قالَ لَبِثْتُ يَوْماً أَوْ بَعْضَ يَوْمٍ قالَ بَلْ لَبِثْتَ مِائَةَ عامٍ فَانْظُرْ إِلى طَعامِكَ وَ شَرابِكَ لَمْ يَتَسَنَّهْ وَ انْظُرْ إِلى حِمارِكَ وَ لِنَجْعَلَكَ آيَةً لِلنَّاسِ وَ انْظُرْ إِلَى الْعِظامِ كَيْفَ نُنْشِزُها ثُمَّ نَكْسُوها لَحْماً فَلَمَّا تَبَيَّنَ لَهُ قالَ أَعْلَمُ أَنَّ اللَّهَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ[١]
«يا همانند كسى كه از كنار يك آبادى عبور كرد، در حالىكه ديوارهاى آن به روى سقفها فرو ريخته بود- و اجساد و استخوانهاى اهل آن به هر سو پراكنده بود- گفت: چگونه خدا اينها را پس از مرگ زنده مىكند- در اين هنگام- خدا او را يكصد سال ميراند و سپس زنده كرد و به او گفت: چقدر درنگ كردى؟ گفت: يك روز، يا قسمتى از يك روز! فرمود- نه- بلكه يكصد سال درنگ كردى، نگاه كن به غذا و نوشيدنى خود، هيچگونه تغيير نيافته ولى نگاهى به الاغ خود كن- كه چگونه از هم متلاشى شده!- براى اينكه تو را نشانهاى براى مردم- در مورد معاد- قرار دهيم- اكنون- نگاه به استخوانهاى مركب سوارى خود- كن كه چگونه آنها را برداشته به هم پيوند مىدهيم و گوشت بر آن مىپوشانيم، هنگامى كه- اين حقايق- بر او آشكار شد گفت: مىدانم كه خدا بر هر كارى قادر است.»
آيه كريمه، سرگذشت يكى از انبياى پيشين را بيان مىكند كه دليلى روشن در اثبات مسأله رستاخيز بشمار مىآيد.
درباره اينكه او كدام يك از پيامبران بوده است، احتمالات زيادى داده شده، بعضى او را «ارميا» و بعضى «خضر» و بعضى «عزير» دانستهاند.[٢] ولى مشهور اين است كه او «عزير» بوده است. در هرحال، دانستن اينكه او كدام يك از انبيا بوده،
[١] - بقره: ٢٥٩
[٢] - مجمع البيان، ذيل آيه فوق.