بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٤١٧ - استنتاج
در اين هنگام پيامبر صلّى اللّه عليه و اله نيز شاخهاى به درون آب انداخت و به همّت آن شاخه، سيل عظيم از شهر روى برگرداند. اين كار سبب شد كه تمامى اميران عرب، به پيغمبر ايمان بياورند، جز سه نفر كه آنان به جهت داشتن حقد و حسادت، به آن حضرت ايمان نياوردند بلكه او را جادوگر خواندند.
|
نيزهها را گر نديدى با قضيب |
نامشان بين، نام او بين اى نجيب |
|
|
نامشان را سيل تيز مرگ برد |
نام او و دولت تيزش نمرد |
|
|
پنج نوبت مىزنندش بر دوام |
همچنين هرروز تا روز قيام |
|
|
گر تو را عقل است كردم لطفها |
ور خرى، آوردهام خر را عصا |
|
|
آنچنان زين آخرت بيرون كنم |
كز عصا گوش و سرت پر خون كنم |
|
استنتاج
در معناى كلمه «حق» گفتهاند: آن ثبوت و ظهور شىء است. مطابقت و موافقت. وجوب و آشكارا.[١] پس معناى «حق» يعنى: ثبوت و ظهور و وجوب هر چيزىكه مطابقت و موافقت با پديده خارجى آن داشته باشد؛ زيرا ثبوت و ظهور آن با وصف مطابقت، با مصلحت نظام آفرينش رابطه دارد.
بنابراين وقتى گفته مىشود خداوند حق است:
فَذلِكُمُ اللَّهُ رَبُّكُمُ الْحَقُّ ...؛ «اينچنين است، خداوند پروردگار بر حق شما.»
يعنى ربوبيت پروردگار، مطابق و موافق اعتقاد ما در خارج ثابت و ظاهر است بهطورىكه غير از اين اعتقاد، چيزى جز گمراهى نيست.
... فَما ذا بَعْدَ الْحَقِّ إِلَّا الضَّلالُ ...؛[٢] «با اين حال، بعد از حق، جز گمراهى وجود دارد؟»
[١] - مجمع البحرين، مفردات راغب.
[٢] - يونس: ٣٢