بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٤١٤ - پاسخ به گروه دوم
سيرت انسان جلوه مىكرد؛ زيرا مقتضيات زندگى در عالم علوى با مقتضيات زندگى در عالم خاكى فرق مىكند و اين نيز سبب اشكالتراشى آنان مىشد.
وَ لَوْ جَعَلْناهُ مَلَكاً لَجَعَلْناهُ رَجُلًا وَ لَلَبَسْنا عَلَيْهِمْ ما يَلْبِسُونَ[١]
«و اگر او (پيغمبر) را فرشته قرار مىداديم، حتما وى را به صورت انسانى درمىآورديم- به پندار آنان- كار را بر آنها مشتبه مىساختيم همانطور كه آنها كار را بر ديگران مشتبه مىسازند.»
پس همان بهتر كه توجهى به اشكالهاى بىاساس آنان نشود، چون آنان نهتنها پيغمبر اسلام صلّى اللّه عليه و اله را بلكه پيغمبران گذشته را اينگونه مورد تمسخر و اذيت قرار مىدادند.
وَ لَقَدِ اسْتُهْزِئَ بِرُسُلٍ مِنْ قَبْلِكَ ....[٢]
*** مولانا در اين حكايت نقش جنسيت را، در رهبرى و نجات جامعه، مورد مداقه قرار مىدهد و چنين تشبيه مىكند كه آدميان بر لبه ناودان دنيا قرار گرفتهاند، آنكس كه بتواند آنان را از اين لبه سقوط به دركات جهنم نجات دهد، پيغمبرانى از جنس خود آنان است.
|
زآن بود جنس بشر پيغمبران |
تا به جنسيت رهند از ناودان |
|
... وَ كُنْتُمْ عَلى شَفا حُفْرَةٍ مِنَ النَّارِ فَأَنْقَذَكُمْ مِنْها ...[٣]
«و شما بر لب حفرهاى از آتش بوديد، خدا شما را- به وسيله پيامبران- از آنجا برگرفت- و نجات داد-»
و پيغمبر اسلام صلّى اللّه عليه و اله نيز بشرى همچون ساير انسانها بود و اين همخوانى در جنسيت، براى اين بود كه پيروى از همجنس بسى آسانتر از غيرهمجنس است.
[١] - انعام: ٩
[٢] - انعام: ١٠
[٣] - آل عمران: ١٠٣