بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٣٦٥ - كتاب حفيظ
بديهى است خداوند اين مرتبه و فضيلت را براى كسانى مىخواهد كه بتوانند آيينه جان خود را از همه زنگارهاى مادى و نمودهاى غيرالهى صيقل دهند و آن را براى دريافت رموز ماوراى طبيعى و پديدههاى عالم غيبى مستعد سازند.
*** مولانا در اين حكايت از شخصيتى سخن مىگويد كه توانست با گذر از عقبه نفس، پا به صراط مستقيمى بگذارد كه تكوّن واقعهاى را در آيندهاى به درازاى قريب صد سال بعد مشاهده كند و از جزئيات آن خبر دهد و آن شخصيت بايزيد بسطامى[١] يكى از اكابر عرفا و صوفيه است كه به دنيا آمدن ابو الحسن خرقانى[٢] يكى از مشاهير متصوفه را، آنچنانكه در حكايت خوانديم، پيشگويى مىكند.
مولانا معتقد است كه بايزيد بسطامى را در اين پيشگويى، لوح محفوظ رهنما بوده است؛ لوحى كه از هر خطا و لغزش محفوظ است.
|
لوح محفوظ است او را پيشوا |
از چه محفوظ است؟ محفوظ از خطا |
|
فكر نكنيد كه پيشگويى بايزيد معلول علم نجوم و رمل و خواب و از اين راههاى غيراصولى بود. نه، بلكه اين نوعى وحى از جانب حضرت حق بود كه بايزيد را از علم لوح محفوظ آگاه ساخت.
|
نه نجوم است و نه رمل است و نه خواب |
وحى حق، و اللّه اعلم بالصواب |
|
[١] - طيفور بن عيسى بن آدم، مشهور به بايزيد بسطامى از اخلاف يكنفر زردشتى است كه جدّ او آدم اولين شخص اين خانواده است كه به كيش اسلام درآمد. لقب وى سلطان العارفين و شهرتش به جهت انتساب به شهر بسطام از بلاد خراسان، بسطامى است، وى از اكابر عرفا و صوفيه است. تولد وى را ميان سالهاى ١٣٦ و ١٨١ هجرى نوشتهاند و در تاريخ وفات وى نيز اختلاف است و مىنويسند كه ميان سالهاى ٢٣١ تا ٢٦٩ هجرى وفات يافته است، قبر وى در وسط شهر بسطام و در جنب بازار واقع است.
[٢] - شيخ ابو الحسن على بن جعفر خرقانى، عارف و صوفى بزرگ در نيمه دوم قرن چهارم- يا در سده پنجم هجرى- ٣٤٨ هجرى در ديه خرقان بسطام تولد يافت او از جمله مشاهير متصوفان است. وى در سال ٤٢٥ هجرى در خارج خرقان درگذشت.
( دائرة المعارف يا فرهنگ دانش و هنر)