بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٣٥٢ - استنتاج
نمىكرد و گريه تو بر آنان سود نداشت، و ترس تو هيچيك از آنها را فايده نبخشيد، و درباره او بخواست خود نرسيدى و به توانايى خويش- بيمارى مرگ را- از او دور نساختى! و دنيا او را براى تو سرمشق قرار داد و هلاك شدن او را هلاك شدن تو- تا بدانى با تو آن خواهد كرد كه با او نمود- محققا دنيا سراى راستى است براى كسى كه آن را باور كند، و سراى ايمنى- از عذاب الهى- است براى كسى كه فهميد و آنچه را كه خبر داد دريافت، و سراى توانگرى است براى كسى كه از آن توشه بردارد و سراى پند است براى كسى كه از آن پند گيرد، جاى عبادت و بندگى دوستان خدا و جاى نمازگزاردن فرشتگان خدا، و جاى فرود آمدن وحى خدا، و جاى بازرگانى دوستداران خدا است كه در آن رحمت و فضل- او را- بدست آورده و سودشان بهشت بود. پس كيست دنيا را نكوهش مىكند در حالىكه- مردم را- بدورى خود- از آنها- آگاه ساخت، و به جدايى خويش ندا داد، و خود و اهلش را به فنا و نيست شدن خبر داد. پس براى ايشان به گرفتارى خود گرفتارى- آخرت- را نشان داد و آنان را به شادى خويش به شادى- آخرت- آرزومند گردانيد؟! شب مىكند با تندرستى و بامداد مىكند در سختى و اندوه براى ترغيب و خواستارى- طاعت و كار آخرت- و ترس و بيم و برحذر بودن- از مصيبت و نافرمانى- پس در بامداد پشيمانى، گروهى از مردم- بدكار- آن را نكوهش مىنمايند و ديگران- نيكوكاران- روز قيامت دنيا را بستايند كه دنيا- آخرت را- يادآوريشان كرد و آنان هم- آنان را- به ياد آوردند، و آنها را خبر داد و ايشان هم تصديق نمودند، و آنان را پند داد و آنها هم پند دنيا را پذيرفتند- و به سعادت جاويدان رسيدند-»[١]
*** اين بود فرمايش حضرت على ٧ در توصيف دنيا. مولانا نيز در اين حكايت، دنيا را از همين زاويهاى كه على ٧ ديده، مىبيند و نكوهشكنندگان دنيا را نكوهش مىكند و از قول فقيهنما به دزد چنين مىگويد:
گرچه كار من حيلهگرى بود ولى خواستم با اين كار ماهيت و حقيقت دنيا را
[١] - نهج البلاغه، حكمت ١٢٦