بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٣٠٣ - توضيح مطلب
شنيدهايد! گناه چون تف سربالايى است كه بر صورت تفكننده مىافتد.
بعضىها خوشحالند از اينكه توانستند كلاهى بردارند يا بر سر كسى كلاهى بگذارند و اين كار را به حساب زرنگى خود مىنويسند، غافل از اينكه آنان، سر وجدان خود را كلاه گذاشتنه و شرافت انسانى خود را به باد دادهاند.
حضرت امام صادق ٧ مىفرمايد:
«أما انّه ليس من عرق يضرب و لا نكبة و لا صداع و لا مرض الّا بذنب! و ذلك قول اللّه عزّ و جلّ في كتابه: وَ ما أَصابَكُمْ مِنْ مُصِيبَةٍ فَبِما كَسَبَتْ أَيْدِيكُمْ وَ يَعْفُوا عَنْ كَثِيرٍ[١] ثمّ قال: و ما يعفو اللّه اكثر ممّا يؤاخذ به».
«آگاه باشيد هيچ رگى نزند و پايى برنخورد و سرى درد نگيرد و بيمارى نيابد جز به واسطه ارتكاب گناهى و اين است مقصود از گفتار خداى عزّ و جل كه فرمود: آنچه مصيبت به شماها رسد براى آن است كه خود به دست آورديد و خدا بسيارى را هم گذشت مىكند. سپس حضرت فرمود: آنچه خدا از آن گذشت مىكند بيشتر است از آنچه مؤاخذه مىكند.»[٢]
حضرت امام باقر ٧ فرمود:
«ما من نكبة تصيب العبد الّا بذنب».
«هيچ نكبتى به بنده نرسد جز به جهت گناه كردن.»[٣]
*** مولانا در اين حكايت شيرين، توانسته است بخوبى ماهيت اثرگذارى گناه را بر شخص گنهكار ترسيم نمايد در اين حكايت:
شخص گلخوار، كنايه از انسانهايى است كه همواره طالب گناه و معصيتاند.
گلخوارگى، كنايه از آلودگى و گنهكارى است.
[١] - شورى: ٣٠
[٢] - اصول كافى، ج ٣، ص ٣٩٧
[٣] - اصول كافى، ج ٣، ص ٣٩٨