بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٢٧٩ - استنتاج
عَزِيزٌ حَكِيمٌ ١
«دست مرد دزد و زن دزد را به كيفر عملى كه انجام دادهاند، بهعنوان مجازات الهى قطع كنيد و خداوند توانا و حكيم است.»
دستش زير تيغ جلّاد قطع خواهد شد، به التماس و زارى، از خليفه خواست تا او را عفو كند و ببخشد و با تأكيد بانگ مىزد كه: اى امير، من نخستينبار است كه مرتكب چنين خطايى شدهام، پس امانم بده.
|
بانگ زد آن دزد كاى مير ديار |
اولينبار است جرمم، زينهار |
|
عمر گفت: پناه بر خدا، خدا برتر از آن است كه بندهاش براى اولينبار گناهى كند و در همان اول او را به مجازات عملش برساند.
|
گفت عمّر: حاش للّه كه خدا |
بار اول قهر بارد در جزا |
|
خداى را دو صفت است، ستّارى و عدالت. هرگاه بندهاى گناه كند، به حكم ستّارى آن را بپوشاند و چون گناه از حد تجاوز نمايد به حكم عدالت او را رسوا سازد و به كيفر رساند.
|
بارها پوشد پى اظهار فضل |
باز گيرد از پى اظهار عدل |
|
اين كار خدا بدينجهت است كه هردو صفت خويش را ظاهر سازد. صفت اول يعنى ستّاريت و پوشاندن، كه بشارتدهنده است و صفت دوم يعنى اجراى عدالت كه ترساننده است.
|
تا كه اين هردو صفت ظاهر شود |
آن مبشر گردد، اين منذر شود |
|
أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا اللَّهَ إِنَّنِي لَكُمْ مِنْهُ نَذِيرٌ وَ بَشِيرٌ ٢
«جز اللّه را نپرستيد، من از سوى او براى شما بيم و بشارتدهندهام.»