بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٢٦٨ - استنتاج
قالَ رَبِّ اغْفِرْ لِي وَ لِأَخِي وَ أَدْخِلْنا فِي رَحْمَتِكَ وَ أَنْتَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ[١]
«- موسى- گفت: پروردگارا! من و برادرم را بيامرز و ما را در رحمت خود داخل كن و تو مهربانترين مهربانانى.»
اين يك خشم نابجا بود كه منجر به عذرخواهى حضرت موسى ٧ شد. خشم نابجاى ديگرى نيز قرآن بيان مىكند كه منجر به تبعيد صاحبش در شكم ماهى شد.
و آن حضرت يونس ٧ بود كه وقتى سالها در ميان قومش به تبليغ و دعوت مردم به توحيد مشغول شد و نتيجهاى نگرفت، سرانجام خشمگين شد و در حق آنان نفرين كرد و خود روانه دريا گشت و سوار كشتى شد و در ميان دريا گرفتار نهنگى شد و مدّتها در شكم نهنگ در تبعيد بود. وقتى متوجه شد كه خشم بر قوم و ترك آنان كار درستى نبوده، به تقصير خود اعتراف كرد و خدا نيز او را از شكم ماهى نجات داد.
وَ ذَا النُّونِ إِذْ ذَهَبَ مُغاضِباً فَظَنَّ أَنْ لَنْ نَقْدِرَ عَلَيْهِ فَنادى فِي الظُّلُماتِ أَنْ لا إِلهَ إِلَّا أَنْتَ سُبْحانَكَ إِنِّي كُنْتُ مِنَ الظَّالِمِينَ* فَاسْتَجَبْنا لَهُ وَ نَجَّيْناهُ مِنَ الْغَمِّ وَ كَذلِكَ نُنْجِي الْمُؤْمِنِينَ[٢]
«و ذا النون!- يونس- را به يادآور- در آن هنگام كه خشمگين- از ميان قوم خود- رفت و چنين مىپنداشت كه ما بر او تنگ نخواهيم گرفت- اما موقعى كه در كام نهنگ فرورفت- در آن ظلمتها- ى متراكم- فرياد زد خداوندا! جز تو معبودى
[١] - اعراف: ١٥٠ و ١٥١؛ مرحوم علّامه طباطبايى در تفسير شريف« الميزان» ذيل آيه مىفرمايد: در اينجا ممكن است كسى بپرسد آيا اين مقدار اشتباه از موسى بن عمران با عصمت آن جناب منافات ندارد؟ جوابش اين است كه، نه، ادلّه عصمت انبيا اين سنخ اشتباهات را كه در حقيقت اختلاف در سليقه و مشى است، نفى نمىكند. تنها امورى را نفى مىكند كه مربوط به حكم خداى سبحان باشد، نه چيزهايى كه مربوط به زندگى و مشى در زندگى است.
و همچنين گرفتن از موى سر هارون و كشيدن او، چون اين نيز اثر آن خيالى بود كه موسى درباره هارون كرد و مقدمه زدن او بود، موسى مىخواست برادر خود را در يك امر ارشادى تأديب كرده باشد نه در يك حكمى از احكام مولوى پروردگار، تا اشتباه در آن منافات با عصمت داشته باشد. و لذا مىبينيم وقتى هارون جريان را برايش شرح داد و موسى فهميد كه وى بىتقصير و معذور بوده براى خودش و او دعا كرد.
[٢] - انبياء: ٨٧ و ٨٨