بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٢٦٧ - استنتاج
و در راستاى تحذير و تهديد آيه فوق، قرآن موارد زيادى را بيان مىكند كه خشم و غضب خدا شامل افراد و اقوام مختلف گرديد.
مطلب فوق فشردهاى بود درباره خشم پسنديده.
اما خشم ناپسند؛ خشمى است كه معمولا بخشى از زندگى روزمره خانوادگى و اجتماعى ما را تشكيل مىدهد. اين خشم از مرحله عصبانيت آغاز مىشود تا حالت يورش به موانعى كه بازدارنده رسيدن به خواستههاى نفسانى ماست پايان مىپذيرد. همه مذمّتها و تحذيراتى كه در فرهنگ اسلامى از خشم شده، از اين نوع خشم است؛ يعنى حالت انفعالى كه ريشه عقلانى ندارد و عكسالعملى كه ريشه عقلانى نداشته باشد، كمترين نتيجه آن پشيمانى و اظهار ندامت و بيشترين نتيجه آن، هلاكت و شقاوت ابدى است.
قرآن در مورد حضرت موسى مىفرمايد:
وقتى حضرت موسى از كوه طور برگشت و ديد كه قوم بنى اسرائيل گوساله مىپرستند، به شدت عصبانى و خشمگين شد.
وَ لَمَّا رَجَعَ مُوسى إِلى قَوْمِهِ غَضْبانَ أَسِفاً ...
«و هنگامى كه موسى خشمگين و اندوهناك به سوى قوم خود بازگشت.»
به برادرش هارون گفت: بد جانشينى براى من بودى و در غيبت من دينم را ضايع كردى! سپس از شدّت خشم، الواح را بر زمين افكند و سر برادرش را گرفت و به شدّت به سوى خود كشيد؛ ... وَ أَلْقَى الْأَلْواحَ وَ أَخَذَ بِرَأْسِ أَخِيهِ يَجُرُّهُ إِلَيْهِ ...
(هارون كه متوجه شد حركت خشمآلود برادرش موسى غيرموجّه است، دلايل انحراف قوم را بيان كرد).
موسى ٧ كه متوجه مىشود برادرش در انحراف قوم بىتقصير بوده، براى خودش و او دعا مىكند و بدين وسيله از عصبانيتش پوزش مىخواهد.