بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٢٢٩ - استنتاج
احساس نيكبختى تن را سالم و شكوفا و فربه نگه مىدارد. غم و غصه و اندوه تن را خسته و كاسته مىكند.
نظر به اين مقدمه كوتاه، عرض مىشود كه يكى از عالىترين و مؤثرترين پديدههاى لذتبخش روانى، پديده عشق و رابطه روحى عاشق با معشوق است. اين رابطه مقدس آنچنان است كه نهتنها اثرات مثبت روح را بر جسم منتقل مىكند بلكه ماهيت عوارض ناگوار را براى عاشق به گواراترين عارضه تغيير مىدهد!
دو نمونه از قرآن كريم در اثبات آنچه كه عرض شد مفيد فايده است؛ نمونه اول در «عشق مجازى» و نمونه دوم در «عشق حقيقى».
اما نمونه اول: (عشق مجازى)، وقتى زليخا در عشق يوسف مورد سرزنش زنان مصر قرار مىگيرد، ترتيبى مىدهد تا آنان را به اشتباه قضاوتشان در مورد خويش آگاه كند. روزى همه را به خانه خويش دعوت مىكند و در اتاقى مخصوص همه را گرد هم جمع مىآورد و به دست هركدام چاقويى براى بريدن ميوه مىدهد، در اين هنگام به يوسف مىگويد: وارد مجلس آنان شو. وقتى يوسف وارد مجلس زنان مىشود، زنان با مشاهده يوسف در تعجبى عميق فرو مىروند بهطورىكه از خود بىخود شده، به جاى بريدن ميوه، دست خود را مىبرند.
فَلَمَّا سَمِعَتْ بِمَكْرِهِنَّ أَرْسَلَتْ إِلَيْهِنَّ وَ أَعْتَدَتْ لَهُنَّ مُتَّكَأً وَ آتَتْ كُلَّ واحِدَةٍ مِنْهُنَّ سِكِّيناً وَ قالَتِ اخْرُجْ عَلَيْهِنَّ فَلَمَّا رَأَيْنَهُ أَكْبَرْنَهُ وَ قَطَّعْنَ أَيْدِيَهُنَّ وَ قُلْنَ حاشَ لِلَّهِ ما هذا بَشَراً إِنْ هذا إِلَّا مَلَكٌ كَرِيمٌ[١]
«هنگامى كه- همسر عزيز- از فكر آنها- زنان مصر- باخبر شد، به سراغ آنها فرستاد و براى آنها پشتىهاى گرانقيمت فراهم ساخت و به دست هريك چاقويى داد و در اين موقع- به يوسف- گفت وارد مجلس آنان شو، هنگامى كه چشمشان به او افتاد در تعجب فرو رفتند و- بىاختيار- دستهاى خود را بريدند! و گفتند منزّه است خدا، اين بشر نيست، اين يك فرشته بزرگوار است.»
[١] - يوسف: ٣١