بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ١٥١ - استنتاج
حكايت ١٢٩
|
من چو رفتم بشنوى بانگ دهل |
آنزمان واقف شوى بر جزء و كل |
|
نيمه شبى، دزدى پاى ديوار خانهاى نشسته، مشغول سوراخ كردن آن خانه بود.
صاحبخانه كه تقتق آهسته دزد را شنيد، پشتبام رفته، سرش را پايين آورد و گفت:
آهاى بابا! چه مىكنى؟ تو كيستى؟
دزد گفت: دارم دهل مىزنم. مرد كه از سخن دزد متعجب شده بود، بار ديگر پرسيد: دارى چه مىكنى؟ دزد گفت: گفتم كه، دارم دهل مىزنم.
مرد گفت: اگر دهل مىزنى، پس كو صداى دهل؟ دزد در پاسخ گفت:
|
گفت فردا بشنوى اين بانگ را |
نعره يا حسرتا واويلتا |
|
|
من چو رفتم بشنوى بانگ دهل |
آن زمان واقف شوى بر جزء و كل |
|
استنتاج
جزاى اعمال، از مطالبى است كه بخش وسيعى از معارف قرآن را تشكيل مىدهد. قرآن با كمال صراحت و تأكيد، از زاويههاى مختلف، در رابطه با جزاى اعمال خوب و بد انسان سخن گفته و آن را مورد مداقّه خود قرار داده است. تا آنجا كه مطالعه اين بخش از آيات و تدبّر و تفكّر در مضامين آن، جاى هيچگونه شكى براى انسان در خصوص اين مطلب باقى نمىگذارد.