بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ١٤٨ - استنتاج
اين حالت كه يكى از بيمارىهاى روانى است، اگر درمان نشود، بصيرت و درك واقعى را از انسان مىگيرد و او را تا به مرحله انكار همه حقايق مىرساند.
قرآن كريم مرحلهاى از حالات روانى لجوج را اينگونه بيان مىكند:
وَ لَوْ رَحِمْناهُمْ وَ كَشَفْنا ما بِهِمْ مِنْ ضُرٍّ لَلَجُّوا فِي طُغْيانِهِمْ يَعْمَهُونَ.[١]
«و اگر به آنان رحم كنيم و گرفتارىهاى آنان را برطرف سازيم- نهتنها بيدار نمىشوند- بلكه در طغيانشان اصرار مىورزند و- در اين وادى- سرگردان مىمانند.»
در قرآن آمده است كه جمعى از كفار قريش خدمت پيامبر صلّى اللّه عليه و اله رسيدند و با اصرار سوگند ياد كردند كه اگر نشانهاى- معجزهاى- براى آنها بيايد، حتما به وى ايمان مىآورند؛ وَ أَقْسَمُوا بِاللَّهِ جَهْدَ أَيْمانِهِمْ لَئِنْ جاءَتْهُمْ آيَةٌ لَيُؤْمِنُنَّ بِها ....[٢]
«در پاسخ به ادعاى اين انسانهاى لجوج، اين آيه نازل شد كه:
وَ لَوْ أَنَّنا نَزَّلْنا إِلَيْهِمُ الْمَلائِكَةَ وَ كَلَّمَهُمُ الْمَوْتى وَ حَشَرْنا عَلَيْهِمْ كُلَّ شَيْءٍ قُبُلًا ما كانُوا لِيُؤْمِنُوا إِلَّا أَنْ يَشاءَ اللَّهُ وَ لكِنَّ أَكْثَرَهُمْ يَجْهَلُونَ.[٣]
«و اگر ما فرشتگان را بر آنها نازل مىكرديم و مردگان با آنها سخن مىگفتند و همه چيز را در برابر آنها جمع مىنموديم، هرگز ايمان نمىآوردند، مگر آنكه خدا بخواهد، ولى بيشتر آنها نمىدانند.»
و مرحله ديگرى از لجاجت كفار قريش را اينگونه بيان مىكند:
وَ لَوْ فَتَحْنا عَلَيْهِمْ باباً مِنَ السَّماءِ فَظَلُّوا فِيهِ يَعْرُجُونَ* لَقالُوا إِنَّما سُكِّرَتْ أَبْصارُنا بَلْ نَحْنُ قَوْمٌ مَسْحُورُونَ[٤]
«و اگر درى از آسمان به روى آنان بگشاييم و آنها مرتب در آن بالا روند، باز مىگويند: ما را چشمبندى كردهاند بلكه ما سحر شدهايم!»
[١] - مؤمنون: ٧٥
[٢] - انعام: ١٠٩
[٣] - انعام: ١١١
[٤] - حجر: ١٤ و ١٥