بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ١٤ - استنتاج
در حالات بلال آمده است: هنگامى كه اسلام آورد و شجاعانه به دفاع از منطق اسلام و حمايت از پيامبر صلّى اللّه عليه و اله برخاست، مشركان او را تحت فشار شديد قرار دادند، تا جايى كه او را به ميان آفتاب سوزان مىكشاندند و صخره بزرگى روى سينهاش مىگذاشتند و به او مىگفتند:
بايد به خداى (محمد صلّى اللّه عليه و اله) مشرك شوى.
بلال از اين كار خوددارى مىكرد و در حالىكه نفسهايش به شماره افتاده بود، پيوسته مىگفت: «احد، احد»؛ «او خداى يگانه است، او خداى يگانه است.»
سپس مىگفت: به خدا سوگند اگر مىدانستم سخنى از اين ناگوارتر بر شما هست آن را مىگفتم.[١]
در وصف بلال و قوت ايمان و مرتبه تقواى او بسيار گفتهاند كه نمونهاى از آن را مولانا در اين حكايت اينگونه بيان كرده است:
زبان بلال قدرت تلفظ صحيح «ح» را نداشت و «ه» را به جاى «ح» و به نقلى «سين» را به جاى «شين» تلفظ مىكرد؛ يعنى در اذان وقتى مىخواست بگويد «اشهد انّ ...» مىگفت: «اسهد انّ ...» وقتى پيغمبر صلّى اللّه عليه و اله بلال را به مؤذنى خويش برگزيد، افراد ظاهرگرا بر پيغمبر صلّى اللّه عليه و اله اشكال گرفتند كه يا رسول اللّه بلال قدرت تلفظ صحيح حروف را ندارد و اين عيب است كه اسلام مؤذن اينگونه داشته باشد.
اين اعتراض آنچنان بر پيغمبر صلّى اللّه عليه و اله گران آمد كه خشم آن حضرت را برانگيخت تا حدّى كه يكى- دو جمله از اسرار نهفته الهى را بازگو كرد.
|
خشم پيغمبر بجوشيد و بگفت |
يك دو رمزى از عنايات نهفت |
|
اينكه پيغمبر صلّى اللّه عليه و اله چه سرّى از اسرار نهفته الهى را براى معترضين بيان فرمودند معلوم نيست ولى مىتوان بيت بعد را قرينهاى دانست بر اينكه پيغمبر يكى دو جمله از مقامات معنوى بلال را براى معترضين بيان كردند و اينگونه به آنان هشدار
[١] - تفسير نمونه، ج ١١، ص ٤٢٣، نقل از تفسير في ظلال، ج ٥، ص ٢٨٤