بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ١٣٤ - استنتاج
الهى هر اندازه هم در رشد روحى پيشرفت كرده باشد، باز به ورود در حوزه ارواح بزرگ پيشروان راه حق نيازمند است.
حتى ممكن است عظمت مرد الهى به حدى برسد كه مقام دقوقى بلكه بالاتر از او، عظمت حضرت موسى ٧ را داشته باشد. باز مىبينيم كه خضر ٧ پيدا مىشود و محدوديت خاص آن پيامبر الهى را اثبات مىكند. موقعى كه سير و سفر و جويندگى از اعماق دل سرچشمه بگيرد، شخص جوينده حقيقت نهفته در درون پيشروان الهى را در جلوههاى گوناگون مشاهده مىكند، گاهى آنان را مانند شمع فروزان، گاهى ديگر انسان غوطهور در نور ملكوتى، موقعى به شكل درخت بارور ...
مىبيند اين از نظر كيفيت. اما از نظر كميت، گاهى مجموعى از پيشروان را متعدد، و گاه همه آنان را يك واحد مىبيند. با همه اين شگفتىها در روبناى قوانين شرعى و طبيعى با انسانهاى ديگر يكسان ديده مىشوند و به دقوقى هم در نماز اقتدا مىكردند.[١]
وقتى آن اولياى خدا از چشم دقوقى مستور گشتند، دقوقى سالها در حسرت ديدار مجدد آن مردان الهى اشك مىريزد و آه سوزان از سينه برمىآورد.
مولانا به دقوقى و همه سالكان شيفته ديدار ستارگان فروزان طريقت چنين مىگويد:
«اى دقوقى، كه از فراق آن مردان الهى سيلاب اشك از ديدگان جارى مىكنى، مبادا از ملاقات دوباره آنان نااميد شوى، همچنان در جستجوى اولياى الهى تلاش كن.»
|
اى دقوقى با دو چشم همچو جو |
هين مبر اميد، ايشان را بجو |
|
همواره در جستجو باش و دمى از يافتن فارغ مباش كه رمز موفقيت و يافتن گمشده در جستجو است؛ زيرا هر گشايشى به دنبال گرفتگى است.
فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْراً* إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْراً[٢]
[١] - تفسير و نقد و تحليل مثنوى، ج ٧، ص ٦٠٤
[٢] - نشرح: ٥ و ٦