بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ١١٢ - استنتاج
وَ لَقَدْ فَتَنَّا الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ فَلَيَعْلَمَنَّ اللَّهُ الَّذِينَ صَدَقُوا وَ لَيَعْلَمَنَّ الْكاذِبِينَ[١]
«و محققا كسانى را كه پيش از ايشان بودند آزمايش كرديم- و اينها را نيز امتحان مىكنيم- بايد علم خدا در مورد كسانى كه راست مىگويند و كسانى كه دروغ مىگويند تحقّق يابد.»
و يا هدف از نزول بلايا و گرفتارىهاى زندگى، ارتقاى مراتب معنوى و زمينهسازى تقرّب بيشتر بنده به خداى خويش است. چنانكه قرآن در مورد كسانى كه از آزمايش الهى موفق بيرون آمدند، مىفرمايد:
أُولئِكَ عَلَيْهِمْ صَلَواتٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَ رَحْمَةٌ وَ أُولئِكَ هُمُ الْمُهْتَدُونَ[٢]
«اينها همانها هستند كه الطاف و رحمت خدا شامل حالشان شده و آنها هستند هدايتيافتگان.»
با توجه به اهداف مختلف نزول بلا، بايد پذيرفت كه همه بالايا و گرفتارىها نقمت نيستند بلكه نعمت هم هستند، چنانكه همه مبتلايان مغضوب نيستند، بلكه محبوب هم مىباشند. چيزىكه هست تشخيص مردم در شناخت مبتلايان مغضوب و محبوب ضعيف است، مردم اينگونه مىپندارند كه هركس گرفتار مصيبتى شد پس مورد غضب خدا واقع شده است، در حالىكه اينگونه نيست!
*** مولانا براى اثبات مطلب فوق، حكايت شيخ ابو الخير تيناتى، معروف به شيخ اقطع را مطرح مىكند. شيخ اقطع كه در پارسايى و زهد، شهره عام و خاص بود، گرفتار بلا مىشود و در نتيجه، يكى از دستهايش توسط داروغههاى حكومتى قطع مىگردد (چنانچه در حكايت قبل ١١٩ خوانديم). اين كار، سبب تضعيف ايمان مردم نسبت به شيخ و طريقت او مىگردد ولى خداوند به نحوى كه در حكايت خوانديم، پرده از روى حقيقت برداشت و مقام شيخ اقطع را نماياند. شيخ به درگاه
[١] - عنكبوت: ٣
[٢] - بقره: ١٥٧