بر بال انديشه - انصاريان، شيخ حسين - الصفحة ٤٠٨ - اوصاف قاضى از نگاه على
من در روايتى ديدم: روزى ايشان در مسجد كوفه نشسته بود، مردى از ايرانيان وارد مسجد شد، امام ٧ در مقابل او برخاستند و تمام قد ايستادند، حاضران در مسجد وقتى فهميدند كه آن مرد از غير عرب است، ناراحت شدند كه چرا به يك عجم اينقدر احترام كردهاى؟ بعد از اميرمؤمنان ٧ حاكمان ناصالح با اين روحيه مخالفت نكردند و روز به روز به اين جو دامن زدند.
مخالفان حكومت گفته مىشود: تحت تأثير همين سياست بود كه «موالى» به جاى عربستان در عراق جمع شدند، و عراق تبديل به سرزمين ناراضيان از خلافت شد و سيدالشهدا ٧ هم بعدها وقتى به جانب عراق حركت مىكردند، شايد به اين مطلب كه انگيزه اعتراض به حكومت در مردم عراق بيشتر از جاهاى ديگر است هم توجه داشتند.
استاد: اين مطلب در هيچ جاى فرمايشات امام ٧ اشارهاى نشده است.
آنچه در اين زمينه از ايشان به ما رسيده اين است كه فرمودند:
نامههاى مردم عراق، حجت را بر من تمام كرد. مردم در نامههاشان نوشته بودند كه ما آماده انقلاب هستيم، و فقط رهبر شايستهاى چون شما را كم داريم.
اگر به جانب ما نيايى در روز حساب بر خدا حجت خواهيم داشت كه رهبر با تقوا و عادل بالاى سر ما نبود كه حركتى بكنيم. لذا امام به جانب عراق حركت كرد.
قاتلان امام حسين ٧ در همين زمينه خوب است اين سؤال را هم مطرح كنيم كه: چه تعداد از كشندگان امام حسين ٧ در اثر همين عصبيتهاى جاهلى به اين كار دست