بر بال انديشه - انصاريان، شيخ حسين - الصفحة ٢٢٣ - لذتگرايى حاكمان
ايران و روم
در زمان ظهور اسلام نه تنها عربستان در همه زمينهها گرفتار مفاسد و بدبختى بود؛ بلكه تمام كشورهاى جهان، دچار تيرهبختى و سيه روزى بودند.
در آن زمان دو كشور پهناور «ايران» و «روم» كه از نظر قدرت سرآمد همه كشورهاى جهان بودند، از نظر اوضاع روحى و اخلاقى، مردم هر دو كشور، كمتر از ملّت عربستان نبودند، البته در يك بخش مختصر نمىتوان برنامههاى آنان را منعكس كرد؛ ولى براى آگاهى شما خواننده عزيز به طور اختصار به برنامههاى آنان اشاره مىشود:
لذتگرايى حاكمان
در آن زمان خوشگذرانى، خودخواهى، استعمار كردن و به استثمار درآوردن ملتهاى ضعيف، دو دولت ايران و روم را فراگرفته بود.
درياى تمدن ساختگى، ايرانيان و روميان را فريب داده و آنان را در تمام خود فرو برده بود. پادشاهان ايران، قيصرهاى روم و فرماندهان ارتش هر دو كشور در غفلت بودند، و مانند گرمازدگان در حال تحير بسر مىبردند و همّتى غير از رسيدن به لذت و خوشگذرانى و خودخواهى نداشتند.
روم و ايران از هر جهت غرق در لذت و خوشگذرانى بودند، به عنوان نمونه:
«پرويز» شاه ايران دوازده هزار زن، براى انواع برنامههاى شهوانى، و پنجاه هزار اسب داشت، و وسايل خوشگذرانى وى، از كاخهاى آسمان خراش و ساير وسايل، هر بينندهاى را مبهوت و متحير مىنمود.
كتاب ارزشمند «اسلام و عقايد و آراء بشرى» مىنويسد:
«اختلاف طبقاتى بىرويّه و بىحساب، كه سبب تشكيل جمعى كاخنشين