بر بال انديشه - انصاريان، شيخ حسين - الصفحة ١٥٥ - ذكر!
اوصاف قرآن
قرآن مجيد در آيات متعددى، خود را با ويژهگىهايى ستوده، و از اين راه، انسان را براى شناخت چهره پرقدرش كمك كرده است، برخى از آن ويژهگىها عبارتند از:
١- ذكر
٤- شفا
٧- بُشرى
١٠- تبيان
٢- فرقان
٥- رحمت
٨- هُدى
٣- نور
٦- حكيم
٩- حق
ذكر![١]
[١] -« راغب» در مفردات مىگويد:« ذكر دو معنا دارد: گاهى به معناى حفظ و گاهى به معناى يادآورى است».
ذكر به هر معنايى كه باشد ممكن است زبانى يا قلبى باشد. اگر قرآن را« ذكر» گفتهاند به اين خاطر است كه حقايقى را بازگو مىكند كه مايه يادآورى، بيدارى و آگاهى است.
در پاسخ به اين سؤال كه چرا قرآن« ذكر» است مىتوان گفت: از آنجا كه انسان موجودى است فراموش كار و ممكن است بر اثر تمايلات و غرايز درونى دچار فراموشى شود؛ قرآن به عنوان مهمترين عامل يادآورى، او را به ذكر و ياد سوق مىدهد.
توضيح اين كه:« انسان» اشرف موجودات عالم است و در شرافت و برترى، موجودى به پاى او نمىرسد. بىترديد هدف از خلقت اين موجود ناشناخته و برترى دادن او بر تمام موجودات عالم، هدف و غرض مقدّسى است، اين غرض مقدّس كه در روايات از رسيدن به« كمال» ياد شده است آدمى را بسوى مقصد كشانده و يكهتاز ميدان حكومت حضرت حق مىكند. خداى متعال انسان را براى جانشينى خويش آفريد و نداى انّى جاعِلٌ فِى الْأرْضِ خَليْفةً را بر تارك كارنامه خلقتش نقش بست.
اين انسان با تمام امتيازاتى كه دارد، داراى غرايز و تمايلاتى است كه تعطيل يا تحريك آن، او را از رسيدن به مقصد باز مىدارد. آنچه مهم است« تعديل» آن غرايز است كه مىتواند ارزشهاى درونى و شخصيّت بالقوهاش را به فعليت برساند.
بىترديد ظواهر دنيا و ماديّات توجه انسان را از آن مقام شامخى كه برايش در نظر گرفته شده است، جلب موقعيّتهاى كاذب و باطل مىنمايد. اينجاست كه« قرآن» به عنوان مهمترين فاعل ايجاد انگيزه و تحريك او، انسان را از فراموشى به« ذكر» و ياد مىكشاند.
به بيان ديگر: اين طبيعت دنياست كه انسان را در ورطه محبّت خود غرق مىنمايد، دنيا مقام و موقعيّت انسان را به فراموشى سپرده و غفلت از خود را به او مىبخشد، خودفراموشى مساوى با خدافراموشى و برابر با سقوط از قلّه غرورانگيز انسانيّت است، با توجه به بيان فوق، قرآن به عنوان مهمترين ذكر و ياد، انسان را از خودفراموشى و عدم توجه به مقام و موقعيت والاى خود بازمىدارد و مدام او را به يادآورى مقام والاى كرامت و شرافت تشويق كرده و آثار خسارت بار غفلت را گوش زد مىنمايد.
به هر روى، اطلاق« ذكر» بر قرآن به خاطر اين است كه قبل از هر چيز انسان را متذكر و بيدار مىنمايد و حقايقى را كه انسان به طور اجمال و فطرتاً دريافته است با وضوح و تفصيل شرح مىدهد.