بر بال انديشه - انصاريان، شيخ حسين - الصفحة ٢٣٥ - سيماى محمد
نبى بزرگ اسلام بر نفس خويش مسلط بود، سخن كم مىگفت، زياد فكر مىكرد و ارادهاش در نهايت درجه قوت بود. اگر چه وارستگى و سادگى وى حيرتانگيز بود؛ ولى مقيد بود كه هميشه خود را تميز و پاكيزه نگاه دارد. در تمام مدت عمر، كارهاى شخصى خود را به ديگرى محول نكرد، و خود عهدهدار كارهاى شخصى خويش بود. او سرمشق مردم در زندگى عملى بود.
در تحمل مشقت توانايى زيادى داشت، چنان كه يكى از غلامان وى نقل مىكند: مدت هيجده سال در خدمتش بودم، در تمام اين مدت يك حركت يا سخن ملالآور مشاهده نكردم. در جنگ شجاعت و دليرى از خود نشان مىداد و از هيچ خطرى فرار نمىكرد، با اين وصف هيچ وقت هم بدون جهت خود را در خطر نمىانداخت.
آن بزرگ مرد آسمانى، قبل از اين كه با گفتار خود راهنماى خلق باشد، با رفتار شخصى خود، بهترين تربيت كننده و رهبر بود، نخست از خويش نمونه عملى دستورات قرآن را نشان مىداد، آنگاه مردم را بدان دستورات دعوت مىنمود. گاهى از شدت گرسنگى، بر شكم مبارك سنگ مىبست و اگر بر سفرهاى مىنشست، آنچه از غذا حاضر بود تناول مىفرمود و ايراد نمىگرفت، از غذاهاى حلال دورى نمىجست و از لباس آنچه فراهم بود مىپوشيد.
آن انسان كامل و جامع، در دورترين محل مدينه، از بيمار عيادت مىكرد، با محتاجان مىنشست و با فقرا هم غذا مىشد. مركب معينى براى سوارى نداشت، اسب، شتر يا الاغ سوار مىشد و گاهى نيز پياده به مقصد مىرفت، بوى خوش را دوست داشت و از بوى بد بيزارى مىجست. دانشمندان و آگاهان را گرامى مىداشت و بزرگان را با مهر، محبت، احسان به طرف خود جلب مىنمود. از خويشاوندان ديدن مىكرد، بدون اين كه يكى را بر ديگرى برترى دهد. بر احدى جفا و ستم روا نمىداشت و عذر عذرخواهان را مىپذيرفت. شوخى