بر بال انديشه - انصاريان، شيخ حسين - الصفحة ٣٠٠ - هوىپرستى زمامداران بنىعباس
زمامدار واقعى اسلام يعنى اميرمؤمنان على ٧ فرمان ايالت مصر را چندى به عهده «محمد بن ابوبكر» آن رجل بزرگ دينى، و بعد به عهده مالك اشتر كه از بزرگان عاليقدر جهان بشريت بود و براى على چون على براى پيامبر بود قرار داد ولى زمامدار غاصب و شهوتپرست بنىعباس، آوازه خوان شهوتانگيزى را حكومت مصر مىدهد. بيچاره امت اسلام كه گرفتار چه نوع حكومتى بود.
«منصور عباسى» كه از جنايتكاران عجيب دوران تاريخ بشر است، پس از مرگ، ششصد ميليون دينار، و «هارون الرشيد» بعد از مردن، نزديك به نهصد ميليون دينار به جاى گذاشت[١].
هوىپرستى زمامداران بنىعباس
خوشگذرانىهاى بىحساب زمامدار اسلامى، از مالياتهايى تأمين مىشد كه بيشتر به زور تهديد و شكنجه از مردم مسلمان مىگرفتند.
«ابو يوسف» صاحب كتاب «الخراج» نحوه ماليات گرفتن را در زمان هارون شرح داده و ضمن نصيحت به هارون در آن كتاب مىنويسد:
«نبايد مردى را براى چند درهم خراج كتك زد و او را سراپا واداشت؛ براى اين كه به من خبر رسيده مأمورين ماليات، خراجگذاران را در مقابل آفتاب نگاه مىدارند و آنها را به سختى مىزنند و بر بدن ايشان غلها و اشياى سنگين مىآويزند و آنها را دربند مىكنند؛ به طورى كه آن بيچارگان از نماز خواندن باز مىمانند.
اشخاص موثق و مورد اطمينان به من خبر دادند كه: زندانيان در زندان مىميرند و مانند غريبى كه كسى را نداشته باشد، جنازه او در زندان يك روز يا دو
[١] - دو قرن سكوت: ١٩٢.