بر بال انديشه - انصاريان، شيخ حسين - الصفحة ٥٣١ - توضيح و تفسير
[به اين واقعيت توجه كنيد كه] ما شما را از خاك آفريديم، سپس از نطفه، سپس از علقه».
توضيح و تفسير
خلقت انسان از گِل مىباشد، اما منظور از گل، معناى عرفى آن نيست؛ بلكه چكيده و عصارهاى از گل است كه در آيه به جمله «سُلالَةٍ مِنْ طِينٍ» ياد شده است. پس از آنكه تحول لازم در تركيب خاك صورت گرفت و به بيان آيه سلالهاى از آن فراهم شد، سلاله مزبور آمادگى مىيابد تابه قدرت حق دريافت حيات كند و به نطفه مبدل شود.
لغت «نطفه» خلاصهاى از كليه صفات طبيعى موجودات، و ذكر آن جامعترين كلمهاى است كه براى معرفى موجود زنده مىتوان به كار برد.
جمله «قَرارٍ مَكِينٍ»* بليغترين تعريفى است كه براى محل مناسب پرورش تخم و نطفه، در جميع موجودات نطفهدار، اعم از تخمگذار و بچهزا، مىتوان ذكر نمود. چنانكه كلمه نطفه به صورت «نكره» در آيه ذكر شده و شامل نطفه تمام جانداران مىباشد، براى حيوانات بچهزا «قرار مكين» رَحِمْ و براى تخمزا مناسبترين محلى است كه تخم را در آن قرار مىدهند.
اغلب مفسران «علق» را خون بسته دانستهاند و چنين مىگويند كه:
پروردگار، انسان را از خون بسته خلق نمود، اين تعبير از نظر علمى مؤيد و استوار نيست؛ زيرا هيچ حيوان و انسانى را سراغ نداريم كه از خون آنهم از خون بسته به وجود آمده باشد[١].
[١] - ناگفته نماند كه: اگر مفسرانى چون علامه طباطبائى در تفسير خلقت انسان، از« علق» به خون بسته شده تعبير كردهاند؛ منظورشان خلقت اوليّه نيست؛ بلكه منظور اين است كه خلقت انسان ابتدا از منى و نطفه كه برگرفته از اسپرم زوج و تخمك زوجه مىباشد آغاز شده و سپس تبديل به علقه مىشود. پس منظور آيات اين نيست كه انسان از همان آغاز با« علقه» خلق شده؛ بلكه منظور اين است كه پس از آنكه نطفه تبديل به علقه شد، علقه تبديل به مضغه و سپس به موجود زندهاى به نام بشر تبديل مىشود. به عبارت ديگر« علقه» يكى از حالات و مراحل خلقت است نه ريشه آن به عنوان مثال اگر كسى در پاسخ اين سؤال كه: خشت از چه چيزى درست شده است؟ بگويد: از گِلْ نمىتوان ايراد گرفت كه خشت از خاك و آب درست شده است. چرا كه گِل مرحلهاى است از مراحل وجودى آن.