بر بال انديشه - انصاريان، شيخ حسين - الصفحة ٢٨٢ - غاصبان خلافت
هوىپرستى، غرور، حسد، تكبر و ضعف ايمان، علاوه بر اين كه نتوانستند از اصول عاليه حكومت اسلامى نفعى به مردم مسلمان برسانند، اسباب ذلّت و نگونسارى جامعه اسلامى را فراهم، و به تدريج حكومتهاى غير عادلِ دورانهاى تاريخ اسلامى، كه زيربنايشان همان ديوار كج حكومت اوليه بعد از پيغمبر بود، تا امروز، روز روشن ملت اسلام را به شب تاريك مبدل كردند.
در هر صورت مسئله حكومت در اسلام، با نيرنگهاى قبلى، بعد از رسول گرامى و عاليقدر اسلام، راه انحراف پيمود؛ به طورى كه از همان اول، ملت اسلام دچار خسارات فراوانى شد؛ آنچنان كه تا امروز دامنه آن، همه جوامع اسلامى را گرفته است.
غاصبان خلافت
پس از رحلت جانسوز رسول خدا ٦ خليفه اول بر فراز منبر قرار گرفت و مردم مسلمان را مخاطب قرار داد و گفت:
«رسول خدا در روش خود از جانب خدا مؤيد، و با وحى آسمانى مستظهر بود، ولى ما كه دستمان از وحى كوتاه است، با اجتهاد خود در اداره مسلمين عمل خواهيم كرد، ممكن است به يارى خدا، ما در رأى خود مصيب و يا خطا كنيم».
اين تصور، به خليفه اول اجازه مىداد، در مواردى كه خودش صلاح مىديد از اجراى پارهاى از احكام اسلامى، براى مصلحت زمان، صرف نظر نمايد كه اين طرز تفكّر در نزديكترين وقت، مصداق پيدا كرد، مانند فشارى كه به خاندان رسالت وارد ساخت و سكوتى كه در مورد جنايت «خالد بن وليد» در ماجراى «مالك بن نويره» و عيالش پيش گرفت، و هنگام وفات هم بر خلاف اصول عاليه اسلام «عمر» را با وصيت و سفارش براى زمامدارى تعين كرد.