بر بال انديشه - انصاريان، شيخ حسين - الصفحة ٤٩٦ - ولايت فقيه
در قسمت اخير جملات مىفرمايد: آنچه در آن براى پيامبر و امام كه امراى مردم و حصون اسلامند، ولايت هست، عين همان ولايت براى فقيه هست، مگر چيزى كه به اجماع يا نص معتبر، از اين عرصه خارج باشد.
آنچه در اين بخش خيلى مهم به نظر مىرسد، اين است كه: در هر عصرى كدام فقيه مصداق حقيقى اين روايات بسيار مهم است، تا ولايت رسولاللَّه و امام معصوم از فجر وجود او طالع شود و امت در مدار ولايت او قرار گيرند، تا هم دين خدا و هم امت اسلامى از دستبرد حوادث مصون بمانند.
در اين زمينه اگر بخواهد تمام جوانب مسئله بررسى شود، از جزوهنويسى خارج و كار به بيش از چند جلد كتاب خواهد كشيد، بالاجبار به عناوين شرايط اشاره مىشود، و در پايان اگر لازم بود پارهاى از رواياتى كه شرايط مؤمن حقيقى را كه مصداق اتم و اكملش فقيه جامع الشرايط است، براى حسن ختام ذكر خواهيم كرد:
١- داراى معرفت و عرفان به حق و قيامت باشد، آن چنان كه در حوزه جاذبه عشق به محبوب قرار گيرد و مجذوب گردد و از پى آن جذبه، قدم در راه سلوك، به وادى عروج برسد. آنچنان كه در وادى عروج ترك غير حق كند و با تمام وجود، از غير هوى، هوس و حرص به امور مادى، به خصوص مقام و منصب رياست برهد، و در عمق وجود و حقيقت هويتش جز خدا نماند.
٢- وادى اسلام و ايمان را طى كرده به عرصهگاه احسان برسد، احسانى كه در كلام رسول خدا آمده:
الْاحْسانُ انْ تَعْبُدَ اللَّهَ كَانَّكَ تَراهُ وَانْ لَمْ تَكُنْ تَراهُ فَانَّهُ يَراكَ[١].
«احسان آن است كه طورى خدا را عبادت كنى كه گويى او را مىبينى و اگر تو او
[١] - بحارالانوار: ٦٢/ ١١٦، باب ١.