بر بال انديشه - انصاريان، شيخ حسين - الصفحة ٢٥٦ - فرازهايى از تعاليم پاك و جاويد اسلام
و جلالت آن افزودهاند و تمام آنها براى يك منظور كه سوق بشر به سوى كمال است برانگيخته شدهاند.
قرآن مجيد همه انسانها را دعوت مىكند كه به تمام انبياى گذشته و تعليمات واقعى آنان، ايمان آورده و آنان را تصديق كنند و ساير پيروان اديان الهى ديگر را امان داده، تا از سعادت بهرهمند و از عذاب الهى ايمن گردند و جامعهاى بر اساس حق و حقيقت بنا نهند و هر يك از افراد به وظيفه خود عمل نمايند، در نتيجه آرامش دل و خاطر براى همگان ايجاد شود. با اين برنامههاى عالى و متين آيا دين مانع از ترقى است؟!
علت اين قضاوت ناجوانمردانه و غير انسانى درباره نقش دين در ترقى، رشد و شكوفايى جامعه را، بايد در نوع تربيت اين قاضيان شهوت پرست جستجو كرد، و تأثير همنشينى آنان را با غرب و غربزدگان قبول كرد و دانست كه محصول انديشههاى خرافى آنان، هيچ منشأى جز هضم شدن در امواج خطرناك جهل و بىخردى و غرب زدگى و استعمار فكرى ندارد.
استاد محترم آقاى «محمد تقى جعفرى» در تفسير، نقد و تحليل مثنوى مىگويد:
«بدون ترديد تأثير همنشين در افراد انسان بسيار با اهميت است، بعضى از اشخاص در اين باره تعبيرى دارند و مىگويند: نفس انسانى دزد عجيبى است، بدون اين كه خود انسان مطلع بوده باشد از انگيزهها و پديدههايى كه مىبيند تدريجاً مىدزد و در شخصيت خود جا مىدهد. متأسفانه دوران معاصر، براى اين مسئله حياتى هيچگونه اهميتى قايل نمىشود، زيرا اصلًا مسئله تعليم و تربيت يك حالت مسخ شدهاى پيدا كرده است كه نه نتيجه منطقى در بردارد و نه روش اساسى و ريشهدار، كه از منطق اصالت برخوردار باشد. محصول تربيت دوران معاصر ما با صدها بلكه هزاران كتابهايى كه در امور تربيتى نوشته