بر بال انديشه - انصاريان، شيخ حسين - الصفحة ٣٠٦ - جنايت ابو مسلم
جان خود امان نداشت و طبعاً با اين وضع، چاپلوسى و تملق و حيلهگرى رواج بيشترى پيدا كرد.
پس از پيروزى «ابو مسلم» و تسليم زمام امور به عباسيان، ميان آنان و علويان اختلاف شديدى روى داد. «منصور» خليفه عباسى براى رهايى از اين كشمكشها، ابومسلم و بسيارى از علويان را كشت و طبعاً ميان ايرانيان و علويان و عباسيان كينههاى سختى پديد آمد؛ اما چون عباسيان نمىتوانستند از ايرانيان دست بكشند، و براى اداره امور مملكت به آنها محتاج بودند، به ناچار ايرانيان را به كارهاى مهمى گماشتند و در عين حال جاسوسان و خبرچينانى را در اطراف آنان تعيين كردند كه آشكار و پنهان گفتار و رفتار آنها را گزارش مىدادند.
اين جاسوسان و كارآگاهان دو دسته بودند:
اول: دار و دسته خليفه بودند كه مأموران آنها را مىشناختند و مىدانستند آنان جاسوسى مىكنند.
دسته دوم: جاسوسان پنهانى كه از ميان كنيزان، غلامان، ساقيان، نديمان، سازندگان و آواز خوانان انتخاب مىشدند، به اين گونه كه خليفه كنيزى يا غلامى يا نوازندهاى را به خوبى تربيت مىكرد و براى جاسوسى به وزير يا سردار خود مىداد، اتفاقاً وزيران و سرداران نيز با خليفه همانطور رفتار مىكردند. (آرى ملتى كه در سايه حكومت جاسوسى و خبرچينى باشد، مجبور است تمام صفات انسانى را كنار بگذارد) جاسوسى، كينه توزى، حسد ورزى در زمان عباسيان، طبعاً حيلهگرى و تملق و چاپلوسى به بارآورد و همين كه عزت نفس، آزادگى و مردانگى از بين رفت، آن صفات ناپسند شايع شد[١].
[١] - تاريخ تمدن اسلام: ٩٤١.