بر بال انديشه - انصاريان، شيخ حسين - الصفحة ٣٨٦ - قانون قضا در اسلام
خود براند[١].
امام صادق ٧ نيز درباره مؤمن مىفرمايد: مؤمن برادر مؤمن است، اين دو مانند يك جسمند، رنج اين يك، رنج ديگرى است، اگر چه دو روحند ولى از يك حقيقتند. شدت اتصال روح مؤمن به حق، از اتصال شعاع خورشيد به خورشيد بيشتر است[٢].
اميرمؤمنان على ٧ نيز فرمود: مؤمن خونگرم و جوشنده با مؤمنان است[٣].
از مجموع رواياتى كه درباره مؤمن رسيده، استفاده مىشود كه مؤمن اهل انصاف، مساوات، مواسات، ايثارگرى، فتوت، جوانمردى، گذشت، كمك كننده، حلّال مشكلات، قبول كننده حق، رعايت كننده حق يتيم، مراعات كننده حق همسايه، درستكار، راستگو، با تقوا؛ امين، با ورع، پرهيزكننده از مال حرام، خوشقلب، مهربان، با محبت، صابر، متوكل، وقور و حليم است.
چگونه ممكن است چنين انسانى دست به ظلم و تجاوز بزند، و حق فردى از مسلمين را زير پا نهد؟ راستى با اين صفاتى كه براى مؤمن شمردهاند، هرگز چنين گمانى نمىرود!!
ولى ممكن است از طرف ديگران به حق او ظلم شود، كه در اين صورت براى احقاق حقش قيام كرده و اگر نتوانست، از قدرت دستگاه قضايى اسلام استفاده كرده و به حق خود خواهد رسيد.
اى كاش! همه مردم به اصول و صفات عالى مؤمن پاىبند بودند، تا اختلاف،
[١] - كافى: ٢/ ٢٣٥، باب المؤمن و علاماته وصفاته، حديث ١٩.
[٢] - محجّة البيضاء: ٣/ ٣٥٧.
[٣] - كافى: ٢/ ١٠٢، باب حسن الخلق، حديث ١٧؛ وسائل الشيعه: ١٢/ ١٥٨، باب ١٠٥، حديث ١٥٩٤١.