بر بال انديشه - انصاريان، شيخ حسين - الصفحة ٥٥٥ - هزار بنده
انَّ الْبَيْعَ فِى الْظَلالِ غِشٌّ وَانَّ الْغِشَّ لايَحِلٌ[١].
«فروش متاع در سايهاى كه خريدار نتواند آن را تشخيص دهد، تقلب است و تقلب حرام است».
دينار قلّابى
موسى بن بكر مىگويد: نزد حضرت رضا ٧ بوديم پولهايى در دست حضرت بود ناگهان نظر امام بر دينارى افتاد كه در او تقلب شده بود، حضرت دينار را شكست و به من فرمود: آن را در چاه بيانداز كه در معاملات چنين پولى به دست مردم مسلمان نرسد.
هزار بنده
اميرمؤمنان ٧ در طلب مال حلال سعى بليغ داشت و هزار بنده را به وسيله مالى كه از زحمت خود به دست آورده بود در راه خدا آزاد كرد.
امام صادق ٧ فرمود:
«اى هشام اگر روزى بنگرى كه دو صف جنگ در هم پيوسته در آن روز نيز از طلب روزى خوددارى مكن».
رسول اكرم ٦ فرمود:
«خدا جوان بيكار را دشمن و شخص كارگر را دوست دارد»[٢].
[١] - من لا يحضره الفقيه: ٣/ ٢٧١، باب البيع فى الضلال، حديث ٣٩٨٠؛ تهذيب: ٧/ ١٣، باب ١، حديث ٥٤.
[٢] - آثار ارزشمند كار: كار، تلاش و فعاليت در زندگى روزمرّه انسان، مهمترين عامل درك فضايل و كمالات اخلاقى است. تأثير كار و كوشش در بُعْد جسمانى و روحيات معنوى انسان غير قابل انكار است. اينك به چند اثر از آثار ارزشمند كار توجه كنيد:
الف: بزرگترين مانع گناه:
امروز يكى از مهمترين مشكلاتى كه ذهن حاكمان تمام كشورهاى دنيا را به خود مشغول كرده است، مسئله بيكارى و كاهش نرخ آن است. كشورهايى كه از درصد بيكاران بيشترى برخوردارند، بيشتر در معرض سقوط و انحطاط و شكستند، چرا كه بيكارى بزرگترين جرايم و مفاسد اجتماعى را به دنبال دارد.
استاد مطهرى رحمه الله در كتاب ارزشمند« تعليم وتربيت» مىگويد: غالباً حكّام، جانى وجنايت كار از آب درمىآيند، و يكى از علل جنايتكارى آنها همين تعطيل بودن و بيكارى است.
كسى كه بيكار است از هجوم خيالات و افكار مسموم در امان نمىماند. تمام سرقتها، قتلها، عمل منافى با عفتها و خلاصه گرايش به مفاسد اخلاقى، محصول هجوم افكار شيطانى است كه روح و روان آدمى را تهديد كرده و قوّه عقلش را از كار مىاندازد و همين امر سبب مىشود كه از دست زدن به جنايات خطرناك ابايى نداشته باشد. اين همه به خاطر بيكارى يا تنبلى يا تن پرورى است.
ب: تأثير كار بر احساسات درونى انسان:
كار تأثير مستقيمى بر احساسات و روان انسان دارد. در مجموع، كار در عين اين كه معلول فكر و روح و خيال و دل و جسم آدمى است، سازنده خيال، عقل و فكر، سازنده دل و قلب و به طور كلى سازنده و تربيت كننده انسان است.( تعليم و تربيت( شهيد مطهرى): ٤٢٢).
ج: كار عامل تقويت شخصيت:
انسان با كار و فعاليت، به حكم اين كه نيازش را از ديگران بر طرف مىكند، در مقابل ديگران احساس شخصيت مىكند. كسى كه به هر دليلى بيكار است در مقابل ديگران احساس ذلت مىكند و از آنجا كه انسان خود را بيشتر از هر كس ديگر دوست دارد دلش نمىخواهد دچار بىشخصيتى شود، بنابراين براى حفظ شخصيت خود بايد به كار روى آورد.
كار از ديدگاه بزرگان:
« ولتر»: هر وقت احساس مىكنم كه درد و رنج بيمارى مىخواهد مرا از پاى در آورد به كار پناه مىبرم. كار بهترين درمان دردهاى درونى من است.
« ساموئل اسمايلز»: بعد از ديانت مدرسهاى براى تربيت انسان بهتر از مدرسه كار ساخته نشده است.
« فرانكلين»: عروس زندگى كار است، اگر شما با آن ازدواج كنيد فرزندتان« سعادت» نام خواهد شد.
« پاسكال»: مصدر تمام مفاسد فكرى و اخلاقى، بيكارى است، هر كشورى بخواهد اين عيب بزرگ اجتماعى را دفع كند، بايد مردم را به كار وا دارد تا آرامش عميق روحى كه عده معدودى از آن آگاهند در عرصه وجود افراد برقرار شود.