بر بال انديشه - انصاريان، شيخ حسين - الصفحة ٩١ - دستورالعملهاى باطل
كس را در آن راه قرار دادند، غرق در گمراهى و بدبختى نمودند[١].
اين نكته را نبايد فراموش كرد كه فرهنگهاى زمينى به بُعد معنوى انسان يا اصلًا توجه نداشتند و يا اگر داشتند بسيار كم بوده و نظر آنان به بعد مادى انسان نيز نظر صحيحى نبوده است؛ زيرا از ميليونها سال قبل تاكنون نتوانستهاند به حل مشكلات دنيايى انسان موفق شوند.
دستورالعملهاى باطل
١- مكتبهاى روحى ايران، يونان قديم و هندوستان، به خيال خود، براى رشد بعد معنوى، انسان را به اعمال و رياضتهايى دعوت كردند كه منطبق با فطرتطبيعت اين موجود پرقيمت نبوده و نيست، آنان مىگفتند: ترك ازدواج، دشمنى با زن، نخوردن گوشت، معاشرت نداشتن با مردم، ترك آرايش زندگى، ترك كار و فعاليت، گوشه نشينى، چله گرفتن، روزههاى طولانى داشتن و...
همه باعث رشد جنبه معنوى انسان است؛ امّا نه تنها اين دستورات نتيجه مثبتى نداشت؛ بلكه بشر را از مواهب الهى كه علت رشد و كمال او در صورت صحيح به كار گرفتن آن مواهب بود، محروم مىنمود.
اين مكتبهاى به اصطلاح معنوى و عرفانى، نه اينكه براى انسان به طور
[١] - نمونه بارز تأسيس يكى از راههايى كه به شكست انجاميد، تئورى« فرويد» بود كه تنها راه درمان دردهاى روانى را در عدم سركوب كردن غريزه جنسى دانست كه سرانجام پس از جلب توجه بسيارى از شهوترانهاى هرزه، تمام سردمداران فرهنگ فرويديسمى آثار مخرّب اين نظريّه حيوانى را درك كردند و به بنبست عجيبى گرفتار آمدند و خود اعتراف كردند كه:
اكنون كه ٢٠ سال از طرح نظريّه فرويد مىگذرد آنقدر اوضاع زندگى ملتهاى عامل به اين فرضيّه، نابسامان است كه اگر بخواهيم به وضع ٢٠ سال قبل برگرديم حداقل بايد ٤٠ سال زحمت بكشيم وتلاش مستمرى در برگرداندن روح انسانى مبذول داريم( گفتار فلسفى).