بر بال انديشه - انصاريان، شيخ حسين - الصفحة ٥٧٦ - اخلاق حضرت سجاد
حضرت وارد شد و نسبت به امام اسائه ادب كرد، حضرت در جواب او چيزى نفرمود، آنگاه صبر كرد تا تاريكى شب همه جا را فرا گرفت؛ امام به درخانه آن شخص رفت، صاحبخانه به درمنزل آمد، امام فوراً به او سلام كرد و فرمود:
«اى برادر اگر در گفتههاى امروز خود راستگو بودى و آنچه گفتى در من بود خداى متعال از من بگذرد و اگر درست نبود خداى متعال ترا ببخشد، اكنون سلام و رحمت خدا بر تو باد» سپس خداحافظى كرد و رفت. آن شخص با تعجب دنبال حضرت آمد، امام را از پشت سر نگاه داشت و در حالى كه مىگريست عرض كرد: كارى در حق تو كردم كه سزاوار نبودى، مرا ببخش! حضرت فرمود: ترا از آنچه گفتى حلال كردم و بخشيدم[١].
همچنين در روايت ديگرى آمده است كه: روزى يكى از كنيزان حضرت براى وضوى آن حضرت آب تهيه مىكرد، كنيز غفلت كرد و ظرف آب از دست او رها شد و به سر مبارك على بن الحسين افتاد و سر آن حضرت شكست، امام سر خود را به جانب كنيز برداشت، كنيز بلافاصله عرض كرد: يابن رسولاللَّه! خداى متعال در قرآن مىفرمايد:
«وَ الْكاظِمِينَ الْغَيْظَ[٢]».
حضرت فرمود خشم خود را فرو خوردم. عرض كرد:
«وَ الْعافِينَ عَنِ النَّاسِ[٣]».
فرمود: از تو گذشتم. عرض كرد:
[١] - بحارالانوار: ٤٦/ ٥٤، باب ٥، حديث ١؛ ارشاد: ٢/ ١٥٤.
[٢] - آل عمران( ٣): ١٣٤.
[٣] - آل عمران( ٣): ١٣٤.