بر بال انديشه - انصاريان، شيخ حسين - الصفحة ٢٢٨ - وضع عمومى جهان قبل از اسلام
و انسانها را از صراط مستقيم باز مىدارند.
در آن دوران شجاعت به خونريزى و كشته شدن، سخاوت به اسراف و تبذير، و مناعت طبع جاى خود را به غرور و تكبّر داده بود. قدرت فكرى بشر كه بايد معطوف مسائل معنوى مىشد صرف تردستى و خدعه شده و عقل وسيله ابتكار و اختراع جنايات و ايجاد وسايل شهوترانى شده بود[١].
در چنين دنياى عجيبى، رسول بزرگ اسلام مأموريت يافت تا براى نجات نوع بشر به پا خيزد، و يك تنه كشتى طوفانزده بشريت را به ساحل نجات باز گرداند.
او مأموريت يافت تا روح آدميان را از آن همه آلودگى برهاند، و عقول انسانها را از پس پرده اوهام ظاهر كند، و آدميان را از خواب سنگين غفلت بيدار كرده و با دميدن نسيم وحى، همه را از مستى به هشيارى بازگرداند.
نبى بزرگ اسلام ٦ به فرمان خداى متعال به وسيله مقررات عالى اسلامى، سازنده زندگى برتر و بهتر انسان بود، روح انسانيت را از آلودگىها نجات داد، و تمام دشمنىها و كينهتوزىها و قتل و غارتگرىها را مبدل به دوستى، صلح و صفا نمود.
بنيان اسلام بر پايه برنامههايى استوار بود كه توانست، عالم تاريك را به جهانى نورانى مبدل كند و بشر مرده را زنده نمايد. بديهى است كه اين سازندگى مخصوص به زمان معين و مكان مشخصى نيست؛ بلكه در تمام ادوار و اعصار، اسلام روشنگر محيط و سازنده انسانهاست.
[١] - دنيا در خطر سقوط: ٧٢- ٦٤ با كمى تغيير.