بر بال انديشه - انصاريان، شيخ حسين - الصفحة ٢٣٩ - فصاحت حضرت
داشت، دينى كه منبع فيض آفرينش به او وحى مىكند، تا او در سايه شخصيت والايش به جهانيان برساند، آيينى كه سرچشمه وجود، عالم، عادل، حكيم و آفرينش، به وى ابلاغ مىنمايد و او را مأمور تبليغ آن مىكند، دينى كه سرچشمه آن حق و رساننده به نبى اسلام، امين وحى و قانون اساسيش قرآن و مأمور تبليغش چنين رادمردى باشد، باز هم مىتوان گفت در دنياى علم آنهم دنيايى ناقص و ناتوان از اخلاق و معنويات، و دنيايى كه علم در او چون نقطه صفر و مجهولات بىنهايت است، مانع از ترقى، پيشرفت، تعالى و تمدن است؟
آيا رد چنين شخصيتى دليل بر كمال بىانصافى، جهالت و حماقت نيست؟
آيا شخصيتى چون پيغمبر ٦ كه تمام كمالات و اوصاف انسانى، در حد اعلا، در او جمع بوده و جزئيات زندگى كسى چون او، در تاريخ منعكس نشده و تاريخ مانند او را در فضايل بياد ندارد، ممكن است پايهگذار دينى باشد كه مانع از ترقى و تعالى بشر گردد؟!!
ما قبول داريم دنياى امروز دنياى علم است؛ ولى بشر افسار گسيخته، تمام معنويات را از دانش جدا كرده و جز معلومات خشك طبّى، نجومى، رياضى، فيزيكى، اسلحهسازى، روانشناسى بىروح و تاريخ و جغرافيا و.. چيزى براى بشر نگذاشته، علم، امروز جز اين كه وسايل راحتى براى جسم بشر، از تمام برنامهها ساخته، آن هم عدهاى قلدر و زورگو و ثروتمند از آن كمال بهره را مىبرند، آيا كار ديگرى كرده و معجز ديگرى از او سرزده است؟
امروزه ممالك متحده، از بهترين برنامههاى علمى، سياسى و مالى در جهان بهرهمندند و كشورى در جهان همدوش او نيست، در حالى كه چراغ علم و دانش، در آمريكا به طور چشمگيرى روشن است، آنچنان كه پايش به كره ماه رسيد؛ ولى از نظر معنوى و اخلاقى در رأس فقيرترين كشورهاى جهان است، به طورى كه آن كشور بيشتر به جنگلى پر از حيوانات درنده و وحشى شبيه است،