بر بال انديشه - انصاريان، شيخ حسين - الصفحة ٥٢ - نكتهاى لطيف
تكبيرةالاحرام تا پايان نماز حضور قلب داشته باشد؛ ولى اكثر مردم در هنگام اداى نماز، حواسشان به بسيارى از امور پيوند مىخورد و گاهى آن چنان دچار حواسپرتى مىشوند كه در عدد ركعات نماز شك مىكنند. با اين وجود در عين اينكه ساختمان نماز آن طورى كه بايد، ساخته نمىشود؛ خداوند بهم زدن نماز را اجازه نداده؛ بلكه ادامه همان نماز ناقص و معيوب را واجب دانسته است.
چيزى كه هست براى رفع نقص و عيب نماز، مقرراتى تحت عنوان «شكيات» قرار داده است كه با اجراى موضوع شكيات، نقص نماز برطرف مىگردد. چنين نمازى در پيشگاه خداى بزرگ مقبول است؛ ولى به ذرهاى حسد، به اندكى كبر در نماز رضايت نداده و نمىدهد.
اگر انسان به اجراى وضو، يا غسل، يا نماز واجب با رعايت كردن تمام شرايط موفق گردد، و يا با اجراى روزه، با آن همه سختى و مشقتش موفق شود، و يا حجى مانند حج ابراهيم بجاى آورد؛ ولى ذرهاى ريا و خودنمايى در آن نماز، روزه يا حج راه پيدا كند، تمام عبادت باطل و مردود خواهد بود، چرا؟
براى اينكه ذرهاى از يكى از رذايل اخلاقى كه ريا مىباشد، هم چون آفت به خرمن عبادت هجوم كرده و آن عبادت را از ارزش و بها مىاندازد. حواس پرتى و عيب در عمل و يا ورود بعضى از نواقص بخشيده شده است؛ اما به اندازه يك ارزن آلوده كردن عبادت به ريا اجازه داده نشده است.
«فَوَيْلٌ لِلْمُصَلِّينَ» «ويل» عليه كسانى است كه در نماز، آلوده به ريا هستند، گرفتار آمدن به شك در نماز، آلوده شدن به حواسپرتى، رعايت نكردن برخى از شرايط غير واجب، مبطل نماز نيست؛ ولى راه پيداكردن بعضى از عيوب اخلاقى مبطل نماز و باعث نفرين خدا بر آن نماز و نمازگزار است.