بر بال انديشه - انصاريان، شيخ حسين - الصفحة ٢٧١ - انسان قرن بيستم
زندگى مىكنند، اين است كه:
ابتدا بايد چيزهاى لازم را تحصيل نمايد، بعد به نيازمندىهاى فوقالعاده بپردازد، بعد نوبت لذتها و كامرانىها مىرسد، سپس ثروتهاى زياد و به دنبال آن، اشخاص را مىخواهد كه به او خدمت كنند، چنين انسانى يك ساعت استراحت و آسايش ندارد، و عجيبتر از همه اين كه هر چه وسايل آسايش و راحتى آسانتر و فورىتر در اختيار قرار گيرد، تمايلات او زيادتر شده و چيزى در اين جهان يافت نمىشود، كه بتواند رضايت او را جلب نمايد، به طورى كه پس از مدتها فعاليت و كشمكش، و پس از اين كه ميليونها ثروت را بلعيد و بسيارى از مردمان را ناراحت ساخت، فكرش به جاى بالاتر رفته و براى اين كه خودش صاحب دنيا شود، مىخواهد همه را قتل عام كند. اين است يك تابلوى حساس و واقعى از يك انسان حقيقى كه مىخواهد جامعهاى متمدن را تشكيل بدهد[١].
انسان قرن بيستم
آقاى «ادوارد كندى» سناتور بزرگ ممالك متحده آمريكا، در يكى از مقالات مهم خود، از تابلوى حساس مزبور، درباره انسان غربى قرن بيستم چنين پرده برمىدارد:
«نبايد در مورد اثرات وخامت بار تحولات اخير، بر مردم هند و چين اشتباه كنيم. همچنان كه خشنونت ادامه مىيابد و بمباران تصاعد بيشترى پيدا مىكند، بحران مردم هند و چين هم، پيوسته رو به افزايش است. مصيبت روى مصيبت پديد مىآيد، كودكان بيشترى يتيم مىشوند و زنان و مردان و اطفال بيشترى
[١] - قرارداد اجتماعى: ١٤٨.